الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
107
مفاتيح الجنان (فارسى)
را از دل سنگهاى سخت و خارا جارى كردى و از ابرهاى گران بارانى فراوان فرو ريختى و خورشيد و ماه را براى مردمان چراغى فروزان قرار دادى ، بىآنكه در آنچه آغازگر پيدايشش بودى دچار خستگى و ناتوانى و چارهجويى شوى اى آنكه در عزت و بقا يگانه است و بندگانش را به مرگ و فنا مقهور خود ساخته است ، درود فرست بر محمّد و خاندان پرهيزگارش و نداى مرا بشنو ، و دعايم را اجابت گو ، و به فضل خود آرزو و اميدم را محققّ فرما ، اى بهترين كسىكه براى بر طرف ساختن هر بدحالى خوانده و براى هر سختى و آسانى آرزو شدى ، نيازم را به پيشگاه تو فرود آوردم ، پس از موهبتهاى بلندپاينه خود نااميدانه ردّم مكن اى بزرگوار ، اى بزرگوار ، اى بزرگوار ، به رحمتت اى مهربانترين مهربانان ، و درود خدا بر بهترين آفريدهاش محمّد و اهل بيت او همه آنگاه به سجده رود و بگويد : خداى من ، دلم در پردههاى ظلمت پوشيده شده و جانم دچار كاستى گشته و عقلم مغلوب هواى نفسم شده و هواى نفسم بر من چيره آمده ، طاعتم اندك ، و نافرمانيم بسيار ، و زبانم اقراركننده به گناهان است ، چارهء من چيست اى پردهپوش عيبها ، اى داناى نهانها ، اى برطرفكنندهء غمها ، همه گناهان مرا بيامرز ، به احترام محمّد و خاندان محمّد ، اى آمرزنده ، اى آمرزنده ، اى آمرزنده به مهربانيت اى مهربانترين مهربانان . مؤلف گويد : علّامهء مجلسى رحمه اللّه اين دعا را در كتاب دعاى « بحار » و در كتاب صلواة آن همراه با توضيح ذكر كرده و فرموده : اين دعا از دعاهاى مشهور است ولى من آن را در كتابهاى معتبر جز در كتاب مصباح سيّد ابن باقى رحمه اللّه نيافتم . و نيز فرموده است : مشهور خواندن اين دعا پس از نماز صبح است درحالىكه سيّد ابن باقى خواندن آن را پس از نافلهء صبح روايت نموده است و به هر كدام عمل شود مناسب است .