الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

105

مفاتيح الجنان (فارسى)

پيش از بعثت ، و نيز بر خاندان او كه بهترين انتخاب‌شدگان و برگزيدگان و نيكانند . خديا ! درهاى روز را با كليدهاى رحمت و رستگارى به روى ما بگشا ، و بر من از بهترين لباسهاى هدايت و صلاح بپوشان ، به عظمتت در آبشخور قلبم چشمه‌هاى فروتنى را بجوشان ، و در برابر هيبتت از گوشه‌هاى ديگانم رودهاى اشك سوزان جارى ساز ، و مرا از بىپروايى و نادانى به مهارهاى قناعت و خوارى ادب فرما . خدايا اگر رحمت تو با توفيق نيكو از ابتدا شامل حال من نبود چه كسى رهنماى من به سويت در اين راه روشن مىبود ؟ و اگر مهلتت مرا تسليم آمال و آرزوهاى باطل كند آنگاه چه كسى لغزشهايم را از فروافتادن در هواى نفس جبران مىكند ؟ و اگر به هنگام جنگ با نفس و شيطان ياريت مرا واگذارد اين يارين نكردنت مرا در آغوش رنج و محروميت اندازد . خداى من ، مىبينى كه به پيشگهت نيامدم مگر از جهتى كه نسبت به رحمتت اروزها داشتم ، يا چنگ نزدم به اطراف رشتهء استوارت مگر آنگاه كه گناهانم مرا از خانهء وصال تو دور ساخت ، پس چه بد مركبى است مركب خواسته‌هاى باطل كه نفسم بر آن سوار شده ، واى بر اين نفس كه گمانهاى بىمورد و آرزوهاى نابجايش با همهء زشتى در برابرش زيبا جلوه كرده ! و مرگ بر او كه سرور و مولايش جزات نموده ! خدايا با دست اميد در رحمتت را كوبيدم و از كثرت هوسرانىام به پاهندگى به سويت گريختم و به كناره‌هاى رشتهء استوارت انگشتان محبّتم را آويختم . بار خدايا از آنچه در گذشته مرتكب شدم ، از لغزش و خطايم چشم‌پوشى كن و از درافتادن به جامهء تنگ گناه رهايم ساز كه به يقين تويى سرور و مولا ،