عبدالحسين بينش
72
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)
نزديكى آبادى به كاروانى كه با آرامش به سوى مكه حركت مىكرد ، « 1 » حمله برد و همهء كالاهاى بازرگانى را تصرف كرد . ولى صلاحالدين كه در اين هنگام در مصر بود ، با سرعت فرخشاه - برادرزادهاش - را در رأس سپاهى از دمشق اعزام كرد . اين سپاه به ناحيهء ماوراى رود اردن نفوذ كرد و رينالد چارهاى جز بازگشت به تيول خويش نديد . در سال 1182 م رينالد آهنگ ايله ، واقع در دماغه خليج عقبه ، كرد . او كشتيهايى را كه از چوب جنگلهاى مؤاب ساخته بود ، با خود برد و در آبهاى درياچه مرده ( بحرالميت ) آزمايش كرد . در اين حمله ايله كه از سال 1170 م در قلمرو مسلمانان بود به دست او سقوط كرد . رينالد در جزيرهء ايله ماند و از آنجا با دو كشتى عزم جنگ جزيرهء فرعون كرد . در اين هنگام ديگر كشتيهاى ناوگانش همراه دزدان دريايى محلى به حركت درآمدند . آنان راه ساحل آفريقايى درياى سرخ را در پيش گرفتند و همهء شهرهاى كوچك سر راه را تاراج كردند . آنان عيذاب ، از بنادر بزرگ نوبه واقع در مقابل مكّه مكرمه را مورد حمله قرار دادند و كشتيهاى پر از كالاهاى وارداتى يمن و هند را تاراج كردند . يك دسته از نيروها در خشكى پياده شدند و كاروان بزرگى را كه بدون نگهبان از وادى نيل مسير صحرا را مىپيمود مورد حمله قرار دادند . آنگاه دزدان دريايى عرض درياى سرخ را از عيذاب به سوى ساحل سرزمين عرب طى كردند و كشتيهاى لنگر گرفته در حوراء و ينبع - دو بندر مدينه - را به آتش كشيدند . سپس آن قدر پيش رفتند تا به بنادر خود مكهء مكرّمه رسيدند . در آنجا كشتيهايى را كه در اختيار حاجيان بود و به جده مىرفت غرق كردند . جهان اسلام از اين رويداد به لرزه درآمد ؛ و اميران حلب و موصل كه از فرنگيان درخواست كمك كرده بودند از هم پيمانى با كسانى كه درصدد شكستن حرمت دين بودند شرمسار شدند . صلاحالدين نيز عهد كرد كه تلاش رينالد براى هتك حرمت دين را نخواهد بخشود . « 2 »
--> ( 1 ) . قراردادهاى صلح بر آزادى رفت آمد مسلمانان و مسيحيان و عبور هر يك از طرفين از سرزمين ديگر صراحتداشت . ولى رينالد كه چشم ديدن حركت كاروانهاى تجارى سرشار از كالاى مسلمانان را در قلمرو خويش نداشت ، بدون توجه به نتايج مترتب بر آن ، آنها را مورد حمله قرار داد . ( 2 ) . ابن اثير در « الكامل فى التاريخ » سرگذشت اين حمله را چنين آورده است : « مردم در شهرهايشان غافلگير شدند ، زيرا كه در اين دريا سابقهاى از فرنگى اعم از بازرگان و جنگجو نداشتند . در مصر ملك عادل - ابوبكر بن ايوب - به نيابت از برادرش صلاحالدين حكومت مىكرد . او يك ناوگان را تعمير كرد و به حركت درآورد . شمار بسيارى از مسلمانان و در رأس آنان حسام الدين لؤلؤ حاجب ، فرمانده ناوگان مصر ، در آن حضور داشتند . او از فرماندهان شجاع ، پيروزمند و بزرگوار بود . لؤلؤ با جديت كامل در جست و جوى آنان برآمد . او نخست از كسانى كه در ايله بودند آغاز كرد . وى چنان باز شكارى بر سرشان فرود آمد با آنان جنگيد . شمارى را كشت و شمارى را به اسارت درآورد . بلافاصله پس از اين پيروزى كسانى را كه به عيذاب رفته بودند دنبال كرد . ولى آنان را نديد . آنها عيذاب را دستخوش قتل و غارت كرده و بسيارى را كشته به ديگر بنادر در رفته بودند تا همين رفتار را نسبت به آنان نيز انجام دهند . آنان قصد ورود به مكّه مكرمه و مدينهء منوره را داشتند تا حجاج را دستگير و از ورود به بيت الله الحرام منع كنند سپس وارد يمن شدند . لؤلؤ چون در عيذاب آنان را نديد در پى آنان تا رابغ و ساحل جوزا و ديگر جاها رفت و در ساحل جوزا بر آنان دست يافت و به آنان حمله كرد . آنان كه خود را در معرض هلاكت و نابودى يافتند ، به خشكى رفته به درّهها پناه بردند . لؤلؤ نيز پياده شد و با آنان به سختى جنگيد . او از اعراب ساكن آنجا شمارى اسب گرفت و سوار شد و سواره و پياده با آنان جنگيد تا پيروز شد . وى بيشترشان را كشت و باقيمانده را به اسارت درآورد . شمارى از آنان را به منى فرستاد تا در عيد قربان سر ببرند ( ! ) اين كيفر كسانى بود كه قصد حرم خدا را كرده بودند . بقيه نيز به مصر بازگردانده و كشته شدند .