عبدالحسين بينش

67

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)

عمادالدين زنگى پيش از وفات خود در سال 1146 م بنيانهاى لازم را براى پيشبرد نزاع به نفع مسلمانان پايه‌گذارى كرده بود . نورالدين در ادامهء راه پدرش رهسپار حلب گرديد ؛ كه زير سلطهء اسدالدين شيركوه كُرد - برادر نجم الدين ايوب - قرار داشت . از وى در آنجا حمايت شد و راه وى براى رسيدن به حكومت - هموار گرديد . « 1 » فرنگيان درصدد بهره‌بردارى از اوضاع برآمدند و ريموند ، امير انطاكيه ، نيروهايش را رهسپار تهاجم به حلب كرد و جوسلين لشكرى را براى بازپس‌گيرى رها آماده ساخت . نورالدين توانست لشكر جوسلين را در رها در روز 27 اكتبر درهم بشكند . در جنوب تونتاش ، امير بُصرى و صَلْخَد ، به صليبيها پيوست و سركشى نسبت به انر ، پادشاه دمشق ، را آغاز كرد . صليبيها طرف وى را گرفتند و انر از نورالدين در حلب كمك خواست . نورالدين خود را با شتاب به دمشق رساند و از سپاه شهر پشتيبانى كرد . « 2 » همسر تونتاش بصرى را تسليم نورالدين وانر كرد و در عصر همان روزى كه مسلمانان بصرى را تصرف كردند ، نيروهاى

--> ( 1 ) . پس از آنكه عمادالدين زنگى به دست يكى از خدمتكارانش - كه در اصل به فرنگيان منسوب بود - كشته شد ( شب 14 - سپتامبر سال 1146 م ) ، فرنگيان تصور كردند كه مىتوانند از اوضاع آشفته‌اى كه در غياب بزرگ‌ترين دشمن صليبيها پيش آمده است بهره ببرند . داستان آشفتگى اوضاع از اين قرار بود كه هنوز خبر كشته شدن عمادالدين منتشر نشده بود كه پسر بزرگش سيف‌الدين غازى به همراه جمال‌الدين اصفهانى به موصل شتافت و حكومت آنجا را به دست گرفت ؛ و نورالدين آهنگ حلب كرد . در جنوب معين‌الدين انر ، حاكم دمشق ، شهر بعلبك را كه تابع زنگيان بود به تصرف درآورد . همين طور لشكر دمشق اميران حمص و حماة را ناگزير ساخت كه تابعيت دمشق را بپذيرند . اما در شرق ، آلب‌ارسلان سلجوقى درصدد تحميل حاكميت خويش برآمد كه شكست خورد و ارتقيان ديار بكر ، شهرهايى را كه عمادالدين زنگى از آنها گرفته بود بازپس گرفتند . ( 2 ) . تونتاش ، حاكم بصرى وصلخد ، مردى ارمنى الاصل بود كه به اسلام گرويد . او در اوايل سال 1147 م بر انر شوريد و از دمشق اعلام استقلال كرد و براى گرفتن كمك به بيت‌المقدس رفت . فرنگيها تصميم به يارى وى گرفتند و به دنبال آن لشكرى صليبى در مه 1147 م به فرماندهى بالدوين سوم حركت كرد . از رود اردن گذشت و ناحيهء جولان را مورد حمله قرار داد . أنر كه براى چنين حمله‌اى آمادگى داشت ، تركمانان و اعراب ساكن منطقه را كوچاند تا بدين وسيله فرنگيان را كه قصد رسيدن به راه دشت يرموك به درعا را داشتند در تنگنا قرار دهد . او همچنين پيكى به حلب فرستاد و از نورالدين تقاضاى كمك و پشتيبانى كرد . نورالدين از اين درخواست شادمان شد و ميان طرفين پيمانى منعقد گرديد . نورالدين از دختر انر براى خودش خواستگارى كرد و وعده داد كه به زودى به يارىاش خواهد آمد ؛ و مقرر گرديد كه شهر حماة به حاكميت نورالدين بازگردد . نورالدين با شتاب به جنوب رفت و در آنجا نيروهاى دمشق به وى پيوستند و اين دو نيرو موفق شدند بُصرى را به تصرف درآورند و صليبيها را كه به درعا حمله كرده بودند درهم بشكنند .