عبدالحسين بينش
40
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)
و جانشينان وى سلطهء كلونياييها بر كليساى اسپانيا رو به فزونى نهاد ، به اين ترتيب كه از اين كليسا براى پيشبرد حركت اصلاحطلبانه استفاده مىكردند . سازمان پاپى قادر به انجام چنين كارى نبود ، مگر اينكه همهء كوشش جهان مسيحيت متوجه اسپانيا گردد . حاكم گسكونيه - سانشو ويليام - مورد عنايت كلونى و سازمان پاپى قرار گرفت . اين زمانى بود كه پادشاه ناوار براى حمله به حاكم سرقسطه به سانشو پيوست . اين تأييد كلونى امير بارسلون - ريموند برنگار - را نيز تشويق كرد تا براى جنگ با مسلمانان به سوى جنوب حركت كند . به اين ترتيب جنگ بر ضد مسلمانان اسپانيا ، با ماهيتى صليبى آغاز گرديد و پاپها پيوسته با تلاشهاى بىوقفهء خود در توجه و تأثير جنگ صليبى نقش داشتند . در سال 1063 م ، راميرو - يكم - پادشاه آراگون در جنگ با مسلمانان در « گرادس » « 1 » كشته شد . مرگ وى شهسواران اروپا را برانگيخت و پاپ - الكساندر دوم - دربارهء گناه همهء كسانى كه به خاطر صليب در اسپانيا بجنگند اعلام بخشش كرد ؛ و اقدام به تشكيل ارتشى براى ادامهء راه راميرو نمود . « ويليام آو مونتريال » ، « 2 » از جنگجويان نورمانى ، براى بسيج جنگجويان شمال ايتاليا كمر به خدمت پاپ بست . ابلس ، كنت رُهسى ، « 3 » برادر ويليشيا ، « 4 » ملكهء آراگون نيز گردآورى پيكارگران شمال فرانسه را عهدهدار گرديد . . . اما بزرگترين سپاه را جفرى ، كنت آكيتانيا ، فرماندهى مىكرد كه با وجود تلاش بسيار ، كار چشمگيرى انجام نداد . داستان از اين قرار بود كه وى بر « باربسترو » چيره شد و غنايم بسيارى نيز به چنگ آورد . « 5 » اما مسلمانان بى درنگ اقدام به ضد حمله كردند و آنها را بازپس گرفتند .
--> ( 1 ) . 1 . . ( 2 ) . 2 . . ( 3 ) . 3 . . ( 4 ) . 4 . . ( 5 ) . شايان ذكر است كه پاپ الكساندر دوم طى نامهاى به كشيشان اسپانيا ، هنگام هدايت حمله براى فتح بار بسترو ، ياد آور شد كه « ميان يهوديان و مسلمانان بايد به طور كامل تفاوت قايل شوند و به خلاف رفتار سختگيرانهاى كه با مسلمانان دارند بايد با يهوديان با مهربانى و دلسوزى رفتار كنند » . اما سپاهيان مسيحى اشتياق خود را مبنى بر فشار بر يهود و بدرفتارى با آنان آشكار ساختند . نظر صليبيها اين بود كه درست است كه امروز مسلمانان اسپانيا دشمن ما هستند و پيروان مسيح را در اين سرزمين زير فشار قرار مىدهند ، اما دشمنى يهوديان شديدتر و زشتتر است . چرا كه اينان خود مسيح را شكنجه كردند . علاوه بر آن يهوديان در خدمت مسلمانان قرار داشتند و از توجه آنان بهرهمند بودند . اين امر جنگجويان مسيحى را واداشت تا به آنها اعتماد نكنند و زير فشار قرارشان دهند و به رهنمودهاى پاپ وقعى ننهند . ( تاريخ الحروب الصليبيه ، ج 1 ، ص 197 ) .