عبدالحسين بينش

41

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)

از اين هنگام به بعد بود كه سربازان فرانسوى به منظور ادامهء كار با شتاب از كوههاى پيرنه « آلپرتات » گذشتند . ابلس ، كنت رُسى ، تا تدارك حمله‌اى جديد در سال 1073 م از پاى ننشست و پاپ گريگورى هفتم از همهء حكمرانان مسيحى خواست تا به سپاه او بپيوندند . او به جهانيان يادآور شد كه سرزمين اسپانيا به پايگاه مقدس تعلق دارد و مسيحيان به زودى از زمينهايى كه از چنگ مسلمانان بيرون خواهند آورد بهره‌مند خواهند شد . در سال 1078 هيوى يكم ، دوك برگنديا ، فرماندهى سپاهى را براى يارى دامادش آلفونسوى ششم ، پادشاه قشتاله عهده‌دار گشت . در سال 1080 م پاپ گريگورى هفتم اعلام كرد حمله‌اى كه گَىْ جفرى عهده‌دار فرماندهى آن است مورد تأييد شخص وى مىباشد . روند كار تا سال‌هاى بعد به خوبى پيش مىرفت ، به طورى كه قشتاليها در سال 1085 م طليطله را به تصرف درآوردند ؛ و پادشاه قشتاله ، آلفونسو ( اذفونس ) از اين پيروزى براى تحكيم جايگاه خود در فرماندهى جنگ صليبى بهره‌بردارى كرد . از آنجا كه معتمد بن عباد ، بزرگ‌ترين پادشاه اندلس بود و بيشتر شهرهاى آنجا مثل قرطبه و اشبيليه را در اختيار داشت ، آلفونسوى ششم همهء توان خويش را در جنگ با او به كار بست - با آنكه معتمد به آلفونسو خراج سالانه مىپرداخت . از اين رو هنوز پيروزى آلفونسو بر طليطله به پايان نرسيده بود كه نزد معتمد بن عباد فرستاد و از او خواست كه بايد همهء دژهاى استوار به او تسليم گردد و دشتها در دست مسلمانان باقى بماند . وقتى هم كه معتمد ماليات معمول را برايش فرستاد نپذيرفت . آلفونسو هيئتى را مركب از پانصد سوار به رياست مردى يهودى نزد معتمد به سفارت فرستاد و طى نامه‌اى از وى خواست تا اجازه دهد كه همسر حامله‌اش قمطيجه - يا قمجيطه - به جامع قرطبه درآيد و فرزندش را در آنجا به دنيا آورد . چنين درخواستى به اين دليل بود كه كشيشان و اسقفها گفته بودند در بخش غربى شهر كليسايى بوده كه نزد آنها بسيار محترم بوده و مسلمانان به جاى آن جامع اعظم خود را بنا كرده‌اند . او تقاضا كرد كه زن ياد شده در شهر زهرا ، واقع در غرب شهر قرطبه منزل كند . اين شهر را ناصر لدين اللَّه بسيار زيبا ساخته بود . وى از سراسر دنيا كاشى رنگى و مرمر سفيد و آن حوض مشهور را آورده و براى بناى آن مال فراوان خرج كرده بود . سفير از معتمد خواست كه بنابر توصيه پزشكان و كشيشان ، زن يادشده در شهر الزهرا ساكن گردد و به جامع يادشده رفت و آمد كند و فرزندش را در ميان پاكى نسيم الزهرا و فضيلت مكان