عبدالحسين بينش
39
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)
پاپ ژان دهم و دربار قسطنطنيه در سال 915 م در صدد برآمدند تا با تشكيل جبههء متحدى از حاكمان مسيحى ، مسلمانان را از دژ آنان در بالاى كوه گاريگليانو بيرون برانند . در سال 941 م بيزانسيها از هيو ، امير پرووانس ، براى حمله به دژ مزيوس ( فريگوس ) يارى گرفتند ، اما اين حمله به شكست انجاميد و دژ در دست مسلمانان باقى ماند ؛ تا آنكه اميران پرووانسى و ايتالياييها براى بيرون راندن مسلمانان از دژ فريگوس در سال 972 م همدست گرديدند . اما اين اتحادهاى محلى پراكنده و مقطعى بود ؛ و به سازماندهى و تلاش بيشتر نياز داشت . جايى كه بيش از ديگران چنين نيازى را احساس مىكرد رُم بود ، به ويژه پس از آنكه مسلمانان در سال 846 م خود آن شهر را مورد حمله قرار داده و به كليساى قديس پطرس رسيدند . كار هدايت نيروها و تنظيم همكاريها در اين دوره با صومعه بزرگ كلونى بود كه رياست دو تن بر آن مدت 115 سال به درازا كشيد . آن دو يكى اديلو بود كه رياست آن را به سال 994 م به عهده گرفت و در سال 1048 م مرد و ديگرى جانشين وى ، هيو ، بود كه تا سال 1109 م زنده بود . وى به انجام يك ضد حملهء بزرگ بر ضد مسلمانان در اسپانيا اهتمام ويژهاى ورزيد . فرماندهى اين ضد حمله با پادشاه ناوار به نام سانكو يا سانشوى سوم معروف به سانشوى بزرگ بود . سانشو در صدد تشكيل اتحاديهاى از حكمرانان مسيحى بر ضد مسلمانان برآمد . به اين منظور از دوستان خود يعنى پادشاه ليون و قشتاله درخواست كمك كرد . او همچنين ويليام ، دوك گسكونيا را همپيمانى غيرتمند يافت . اما روبرت ، پادشاه فرانسه ، تقاضاى وى را نپذيرفت . هر چند كه اين تلاشها نتيجهء مهمى به بار نياورد ، ولى صومعهء كلونى همچنان به آسايش و سلامت زايران اهتمام به خرج مىداد ؛ و پيوسته مىكوشيد تا نشان دهد كه وجودش براى تضمين امنيت راه منتهى به كومپستل براى زايران و حفاظت از اسپانياى مسيحى اهميت دارد . گويا معبد كلونى در پيشروى روجر توسنى « 1 » اهل نورماندى تأثيرگذار بود ؛ و اين پس از آن بود كه نورمانها از خود شور و اشتياق به ماجراجويى نشان دادند و در سال 1018 اقدام به همكارى با ايرسلنده ، « 2 » كونتيسه برشلونه ، در رويارويى با مسلمانان كردند . در روزگار سانشو
--> ( 1 ) . 1 . . ( 2 ) . 2 . .