ابوالقاسم شاكر

91

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

مأمون براى نجات خويش و حكومتش و خارج شدن از بحران ، تمام استعداد خود را به كار گرفت . او به تجربه دريافته بود كه سياستِ خشونت و زورگويى موجب رهايىاش از اين گرداب نخواهد بود ؛ زيرا مىديد بسيارى از مشكلاتش ناشى از گزينش همين سياست است . سلاح منطق و برهان نيز كاربردى نداشت ، زيرا مهم‌ترين دليلى كه مىتوانست براى حكومتش مورد استناد قرار گيرد ، وجود نص از سوى پيامبر ( ص ) درباره رهبرى امّت پس از آن حضرت بود كه در آن زمان بر فرزند پيامبر ( ص ) على بن موسى الرضا ( ع ) تطبيق مىكرد . از اين رو پس از انديشهء فراوان و مشورت با سياستمداران راه حلّ ديگرى كه تازگى داشت به نظرش رسيد و آن دعوت از امام رضا ( ع ) از مدينه به مرو و سپردن وليعهدى به وى بود و اين اساسىترين و استوارترين طرحى بود كه در آن شرايط مىتوانست علويان و ايرانيان را آرام كند و صحنه را از وجود پرنفوذترين و قدرتمندترين چهره مخالف دستگاه خلافت كه در ميان علويان و ايرانيان از محبوبيت والايى برخوردار بود خالى نمايد . « 1 » - دعوت امام رضا به ايران : مأمون ، امام رضا ( ع ) را به مرو دعوت كرد . آن حضرت نخست اين دعوت را به علتهاى گوناگون نپذيرفت ، ولى مأمون چندين بار براى آن حضرت نامه نوشت و بر اين كار اصرار ورزيد تا آنكه امام رضا ( ع ) دانست كه مأمون از وى دست بردار نيست و چاره‌اى جز پذيرش اين دعوت ندارد . « 2 » امام رضا ( ع ) ناخرسندى خود را از اين سفر نشان داد و به گونه‌هاى مختلف اظهار مىنمود . وداع‌هاى متعدد با مرقد پيامبر اكرم ( ص ) در مدينه ، چگونگى خداحافظىها ، سخنان و سفارشهاى ايشان با خانواده‌اش در آستانهء سفر و حتى تصريح به اينكه ديگر به مدينه بازنخواهد گشت ، همگى نشان مىداد كه آن حضرت از روى اجبار و اكراه به دعوت مأمون پاسخ مثبت داده است . « 3 » - مسير حركت امام رضا از مدينه تا خراسان : مأمون براى آوردن امام رضا به مرو ، يكى از فرماندهان خود را مأمور اين امر كرد . همچنين با توجه به حضور برخى از شيعيان امام رضا ( ع ) در كوفه و قم ، مأمون مسير امام رضا ( ع ) را از راه « بصره » ، « اهواز » و « فارس » تعيين

--> ( 1 ) . ر . ك : تاريخ اسلام در عصر امامت امام رضا و امام جواد ، ص 67 - 74 . ( 2 ) . ر . ك : كافى ، ج 1 ، ص 555 ؛ ارشاد ، ج 2 ، ص 259 ؛ عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 217 - 218 . ( 3 ) . همان .