ابوالقاسم شاكر

48

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

على ( ع ) در بين شماست ، ولى دست به دامان او نمىزنيد ، قسم به كسى كه جانم در دست قدرت اوست ، كسى بعد از على ( ع ) از اسرار پاك پيامبرتان خبر نمىدهد . « 1 » ابن اثير در نهايه از سلمان چنين نقل كرده است : « پيامبر ( ص ) در روز عرفه خطبه خواند و فرمود : اى مردم ! خداوند در اين روز به جهت آمرزش گناهانتان به شما مباهات مىكند ، اما آمرزش خاصهء او براى على ( ع ) است . سپس حضرت به على ( ع ) دستور داد تا به پيامبر ( ص ) نزديك شود . على ( ع ) نزديك پيامبر شد و آن حضرت ( ص ) فرمود : خوشبخت كسى است كه بعد از من ، تحت ولايت تو باشد و بدبخت و شقى كسى است كه تو را نافرمانى كند و با تو دشمنى نمايد . » « 2 » 2 - 4 . عمار بن ياسر « 3 » بعد از حادثه سقيفه ، عمار از متخلفان با بيعت ابوبكر بود . « 4 » عمار از پيامبر اكرم ( ص ) شنيده بود كه به او مىفرمود : اى عمار ! على ( ع ) تو را از هدايتى ردّ نمىكند و بر امر ناگوارى دلالت نمىكند . اطاعت او اطاعت من ، و فرمانبردارى ازمن ، اطاعت از خداست . « 5 » وى همچون على ( ع ) از بيعت با ابوبكر خوددارى كرد و در جمع مردم مدينه چنين گفت : اى مسلمانان ! بدانيد كه خاندان پيامبر ( ص ) به ارث او سزاوارتر ، به دين او آگاه‌تر و بر امت او امين‌ترند . پس حق را به صاحبانش برگردانيد قبل از اينكه دير شود و فتنه و آشوبها سر گيرد و گروه شما را متفرق سازد ! « 6 »

--> ( 1 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 183 . ( 2 ) . محمد بن محمد بن نعمان ، مفيد ، امالى المفيد ، ص 161 ، روايت 3 . ( 3 ) . عمار و والدين او از مسلمانان نخستين هستند . روزى كه مشركان از ايمان آنان آگاه شدند ، در آزار و شكنجه ايشان كوتاهى نكردند ، به طورى كه سميّه ، مادر عمار را به شهادت رساندند . عمار ايمان خود را كتمان كرد و از كشته شدن در امان ماند كه آيهء 106 سوره نحل درباره او نازل شده است . عمار پيوسته ملازم ركاب پيامبر ( ص ) بود و در تمام نبردها او را همراهى كرد . پيامبر ( ص ) بارها فرموده بود كه عمار را گروهى ستمكار مىكشند . بعد از رحلت پيامبر ( ص ) عمار از پا در ركابان على ( ع ) و از مخالفان سرسخت عثمان بود . او در 91 سالگى در جنگ صفين به دست لشكر معاويه به شهادت رسيد . ( ر . ك : سيرة ابن هشام ، ج 1 ، ص 320 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 249 و مروج الذهب . . . ، ج 2 ، ص 360 ) . ( 4 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 124 . ( 5 ) . ابراهيم بن محمد ، جوينى ، فرائد السمطين فى فضائل المرتضى والبتول والسبطين والائمة من ذريتهم ، ج 1 ، ص 145 . ( 6 ) . الاحتجاج على اهل اللجاج ، ج 1 ، ص 195 .