ابوالقاسم شاكر
47
تاريخ تشيع در ايران (فارسى)
خليفه در نخستين واكنش به اقدام مخالفان ، خانه حضرت زهرا ( س ) را بيت حرب ( اتاق جنگ ) ناميد و به دنبال آن ، مشاوران او به همراهى عمر بن خطاب ، خانه فاطمه ( س ) را تهديد به آتش زدن كردند . « 1 » او در اقدامى ديگر ، امكانات مالى اهل بيت ( ع ) اعم از خمس ، فدك ، سهم ذوى القربى را - كه در قرآن به آن تصريح دارد - از آنان گرفت . « 2 » 3 . شيعه در ايام خلافت ابوبكر پس از انتخاب ابوبكر به عنوان خليفه ، واكنشهايى از سوى برخى از صحابه كه در زمان پيامبر ( ص ) با على ( ع ) بيعت كرده بودند بروز كرد . آنها وفادارى خود را حفظ كردند و با جريان سقيفه به مخالفت پرداختند . از جملهء مخالفان ، اركان چهارگانه شيعهاند كه به واكنش آنها در اين خصوص مىپردازيم . 1 - 4 . سلمان فارسى « 3 » نخستين واكنش سلمان به ماجراى سقيفه اين بود كه وقتى شنيد با ابوبكر بيعت كردهاند گفت : كرداذ و نكرداذ ( كرديد و نكرديد ) يعنى كرديد آنچه نبايد مىكرديد و نكرديد آنچه را كه بايد مىكرديد . و خود نيز از بيعت با ابوبكر امتناع ورزيد . « 4 » سلمان همواره گرايش شيعى خود را با نقل روايتهايى دربارهء وصايت و امامت على ( ع ) بروز مىداد ؛ چنانكه صاحب انساب الاشراف از قول سلمان خطاب به مردم چنين نقل كرده است :
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 126 ؛ الامامة والسياسة ، ص 18 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 301 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 444 ؛ عمررضا ، كحاله ، اعلام النساء فى عالمى العرب و الاسلام ، ج 4 ، ص 134 . ( 3 ) . سلمان فارسى از اهالى جى در حوالى اصفهان بوده است ( سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 238 ) كه در جستجوى دين حق از موطن خود هجرت و رنجها و سختيهاى بسيارى در اين راه تحمل كرد ؛ تا آنجا كه در اين راه به بردگى مبتلا شد و سرانجام خداوند او را به دين حق هدايت فرمود و در سال اولِ هجرتِ پيامبر اكرم ( ص ) به مدينه مسلمان شد و در جنگها ، آن حضرت ( ص ) را يارى داد . حكايت شده است كه مردى به منزل او وارد شد و در آن جز يك شمشير و قرآن چيزى نديد ، با تعجب پرسيد : آيا جز آنچه مىبينم در خانهات چيزى نيست ؟ سلمان جواب داد : پيش روى ما منزلگاهى سخت است و ما كالا و متاعمان را به آن منزل پيش فرستادهايم . هنگامى كه سلمان از دنيا رفت ، حضرت امير ( ع ) از مدينه به مدائن رفت و غسل ، كفن ، نماز و دفن او را به انجام رسانيد . ر . ك : تاريخ تشيع ، ج 1 ، ص 84 ؛ سيد مرتضى عاملى ، سلمان فارسى . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 442 ؛ به نقل از عمر رضا ، كحاله ، اعلام النساء فى عالمى العرب و الاسلام ، ج 4 ، ص 124 ؛ العقد الفريد ، ج 4 ، ص 260 ؛ الجمل . . . ص 115 ؛ الامامة والسياسة ، ص 13 .