ابوالقاسم شاكر

150

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

رو سياست اقتضا كرد كه تا حدودى با مردم مدارا كند . ولى پس از شكست در قزوين ، جنون سلطنت او را گرفت و دست به قلع و قمع زد و حكم برترى افاغنه از همه طوايف و پايين‌تر بودن شيعيان از همه را صادر كرد . او به ترتيب ، سنّيان ، ارامنه و نصارى ، هنديها ، آتش پرستان ، يهوديان و آخرين گروه را شيعيان به شمار آورد . طايفهء غلجانى با حكومت دو پادشاه ، محمود و اشرف پس از هفت سال حكومت ، به دست نادرشاه افشار منقرض گرديد . « 1 » 3 . دوران نادرشاه افشار نادر يكى از سرداران صفويه بود كه توانست در مدت كوتاهى همهء فتنه‌ها را خاموش كند . وى در هشتم رمضان 1148 قمرى وارد صحراى موغان ( مغان ) گرديد و دستور احضارِ اعيان و اشراف و جمعى از روحانيون و حاكمان و رؤساى لشكرها در تمام نقاط ايران را به آنجا صادر كرد . پس از حضور آنها ، به شرح خدمات خود در باره طرد اجانب از خاك ايران و ايجاد وحدت سياسى و نظامى پرداخت و گفت : من وظيفه خود را در باب اصلاح نظام و تشكيل نيروى جديد و برقرار ساختن امنيت در كشور انجام دادم ، اينك طهماسب دوم و فرزندش ، عباس ميرزا هر دو حيات دارند . شما يكى از آن دو يا هر كس ديگر را كه مىخواهيد به سلطنت برداريد و من نيز به خراسان مىروم تا بقيهء عمرم را به راحتى بگذرانم . « 2 » از آنجا كه نادر لياقت خود را در مدت دو سال بروز داده بود ، حاضران وى را براى سلطنت نامزد كردند و گفتند : لايق‌تر از تو كسى را براى سلطنت سراغ نداريم . نادر پس از چهل روز خوددارى ، قبول سلطنت را به شرط پذيرش پيشنهادش از طرف نمايندگانِ ايلات و قبايل كه به ملاقاتش آمده بودند موكول كرد و گفت : « اختلاف مذهب بين ايران و عثمانى و بسيارى از اقوام مجاور ايران موجب بروز جنگها و ناامنى شده است . بايد مردم ايران دست از مذهب تشيع بردارند و همه پيرو امام جعفر صادق ( ع ) شوند و من دربار عثمانى را وامىدارم كه مذهب

--> ( 1 ) . ر . ك : محمود افشار ، يزدى ، افغان‌نامه ، ج 1 ، ص 559 - 582 . ( 2 ) . عباس ، پرويز ، تاريخ دو هزار و پانصد سالهء ايران ، ج 3 ، ص 113 - 114 .