ابوالقاسم شاكر
144
تاريخ تشيع در ايران (فارسى)
معابد ، محراب اهل سنت را تغيير دهند و مؤذنان كلمهء « اشهد ان عليا ولى الله » را در اذان بعد از شهادتين گفته در عقب حى عليتين ، يعنى حى على الصلاة و حى على الفلاح ، جملتين حى على خير العمل و محمد و على خير البشر را تكرار نمايند . و فرمان واجب الاذعان به صدور پيوست كه من بعد هر كس خلاف مذهب اماميه نماز گزارد ، تيغ بندان عتبهء عليه ، سرش را از تن جدا سازند و جاهلان و متعصبان كه قبل از اعلاى ولاى شاه ولايت در شهر و ولايت ، محبان و شيعيان را تعذيب و ايذا مىنمودند ، در آتش انتقام بگذارند ، لاجرم در آن اوقات و اوان ، عرصهء مملكت آذربايجان به آب تيغ بىدريغ غازيان از لوث وجود بسيارى از جهّال و اهل ضلال پاك گرديد و دين حق رواج تمام پيدا كرده و خروش فرقهء ناجيه و طايفه به گوش مُسبّحان ملاء اعلى رسيد . « 1 » 4 . تحول مذهبى در ساير شهرها پيش از به قدرت رسيدن صفويه ، در مناطق و شهرهاى گيلان مذاهب گوناگون اسلامى مانند زيدى ، اسماعيلى ، حنبلى ، شافعى وجود داشت . پس از به قدرت رسيدن صفويه حاكم گيلان ، سلطان احمد خان به دربار احضار شد و مذهب شيعه را پذيرفت و پس از بازگشت به گيلان مردم را به تشيع دعوت كرد و به تدريج مردم گيلان به مذهب اماميه روى آوردند . شاه اسماعيل ميان سالهاى 908 تا 915 قمرى توانست ، آذربايجان ، عراق عجم ، سمنان ، فارس ، يزد ، خوزستان ، كردستان ، گيلان ، مازندران و ديگر بخشهاى ايران را تصرف كرده ، مطيع خويش سازد و مذهب تشيع را رسميت بخشد ، ولى بخش اعظم خراسان به اشغال ازبكها درآمد . پيش از حملهء آنها ، مردم آنجا تلفيقى از سنى و شيعه و تصوف بودند و در كنار يكديگر زندگى مىكردند . شاه اسماعيل و علماى شيعه خواستار حل مسئله ازبكها با مذاكره بودند كه آنها با جوابهاى تند و متهم كردن شيعه به كفر از شاه اسماعيل خواستند كه مذهب شيعه را ترك نمايد . شاه اسماعيل چون ديد مسئله خراسان با مذاكره قابل حل نيست ، به آنجا حمله كرد و سپاه شيبك خان ازبك را شكست داد و سراسر خراسان و هرات ، مرو ، قندهار تا رود آمويه را به دست آورد و مذهب شيعه را در سراسر اين نواحى مذهب رسمى اعلام كرد . « 2 »
--> ( 1 ) . تاريخ تشيع در ايران ، ج 2 ، ص 758 به نقل از ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوى ، ص 125 - 126 . ( 2 ) . ر . ك : تاريخ تشيع در ايران ، ج 2 ، ص 771 - 779 ؛ تاريخ ايران باستان . . . ، ص 473 - 474 ؛ خانبابا ، بيانى ، تاريخ نظامى ايران جنگهاى دوره صفويه ، ص 371 - 385 .