ابوالقاسم شاكر
143
تاريخ تشيع در ايران (فارسى)
حركت تدريجى ادامه داشت . شاهد ، آن كه هيچگونه جنبش ضد شيعى مسلحانه در ايران برپا نشد . جدا از ترس و هراسى كه وجود داشت ، نيروهاى مخالف انگيزهاى براى مخالفت نداشتند به طورى كه در سالهاى درگيرى صفويان با عثمانيها ، هيچ نيروى داخلى به دليل سنّى بودن به حمايت از عثمانيها اقدامى ننمود . شاه اسماعيل نه تنها در تبريز با جنبشى روبهرو نشد ، بلكه در بسيارى از شهرهاى مركزى ايران مشكل چندانى نداشت . در شيراز بسيارى از مردم به راحتى تشيع را پذيرفتند . « 1 » عبدى بيگ مىنويسد : « برقرارى دولت شيعى تا آن زمان ميسر نشده بود و زمانى هم كه خدابنده تشيع را اعلام كرد ، بسيارى از شهرها مخالفت كردند كه از جملهء آنها اصفهان بود . بعد از آن تلاشى صورت نگرفت تا آنكه سلطان حسين بايقرا خواست تا « اسامى دوازده امام را در خطبه ذكر كند ، اما هجوم عام به مرتبهاى رسيد كه مير سيدعلى قائنى را از منبر به زير كشيدند . . . . اما در عهد نواب كامياب خاقانى ، شاه اسماعيل صفوى ، اين توفيق شد كه سكه و خطبه به نام ائمه هدى ( ع ) مزيّن ساخت و غلغلهء تبرا در گنبد فيروزهگون فلك انداخت و مذهب حق شيعهء اماميهء اثنىعشرى را كه در زمان ائمهء معصومين در لباس تقيه مستور بود ظاهر و شايع گردانيده شمشير خارجىكش برافروخت و روى زمين از متمردان بپرداخت و اين مذهب آن چنان رواج گرفت كه حال به دولت شاه دين پناه ، ابوالمظفر شاه طهماسب در ممالك غير محروسهء آن حضرت نيز بىمزاحمى معمول است ، چنان كه در هندوستان پادشاه نظام الملك و سپاهى و رعاياى او اين مذهب دارند . « 2 » يكى ديگر از نصوص تاريخى دربارهء برخورد شاه اسماعيل با مسئلهء رسميت بخشيدن تشيع در ايران مىنويسد : چون پادشاه منصور - اسماعيل - در موضع شرور بر وجهى كه مسطور گشت به وصال شاهد فتح و فيروزى مسرور گرديد . . . ، سر منبر و روى زر را به اسامى سامى ائمه معصومين - صلواتالله عليهم اجمعين - رتبت زينت بخشيد و پيكر سعادت اثر مذهب عليهء اماميه را كه مدت مديد به واسطهء غلبه سنيه در زاويهء خفا مخفى بود به مرتبهء ظهور رسانيد و حكم فرمود كه در مساجد و
--> ( 1 ) . تاريخ تشيع در ايران ، ج 2 ، ص 760 - 762 . ( 2 ) . عبدى بيگ ، شيرازى ، تكملة الاخبار ، ص 40 - 41 .