على رفيعى
76
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
همواره مزاحم آن حضرت مىشد و زندگى را بر كامش تلخ كرد . « مروان بن حكم » والى مدينه - كه چهرهاى سرسپرده نظام اموى و دشمن سرسخت اهل بيت بود و رسول خدا صلى الله عليه و آله او را « وزغ » و « وزغزاده » و « ملعون » و « ملعونزاده » ناميده بود ، « 1 » روزگار را بر پيشواى شيعيان و ياران اندكش تنگ گرفت و از هر فرصتى براى تحقير و سرزنش آن گرامى استفاده مىكرد . معاويه و برخى از سردمداران حزب اموى همچون عمرو بن عاص ، مروان بن حكم ، مغيرة بن شعبه و حبيب بن مَسْلمه در مدت حدود ده سالى كه امام حسن عليه السلام پس از صلح در مدينه بود ، با آن حضرت برخوردهايى داشتند . چيزى كه در همهء اين برخوردها به چشم مىخورد كينهتوزى و دشمنى و اهانت و حسادت نسبت به فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله بود . اين شيوه خصمانه به هواداران آنان نيز سرايت كرده بود ؛ « 2 » گويى همهء آنان وظيفهء خويش مىدانستند كه در انظار مردم و در حضور ديگران امام مجتبى عليه السلام را تحقير و سرزنش نمايند . متأسفانه بعضى از دوستان ناآگاه و احساساتى نيز كه تنها ظواهر امور را مىديدند و از تجزيه و تحليل عمق رويدادها از جمله جريان صلح ناتوان بودند ، با دشمنان امامت در اين موضع همنوا شده و با توصيف آن پيشواى عزتبخش به لقب « مذلّ المؤمنين » و امثال آن بر زخم دل امام عليه السلام نمك مىپاشيدند . « 3 » . . . و اين همه ، دردها و رنجهاى كشندهاى بود كه امام مجتبى عليه السلام مىچشيد و تحمل مىكرد . شيخ مفيد با توجه بهاين مصيبتها و گرفتاريهاى امام عليه السلام در اين دوران مىنويسد : پس از استقرار صلح بين امام حسن عليه السلام و معاويه ، امام به مدينه بازگشت و در آنجا اقامت گزيد درحالى كه خشم خود را فرو مىبرد ، خانهنشين شده بود و منتظر فرمان پروردگارش بود . « 4 »
--> ( 1 ) - ر . ك : مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 479 و حياة الامام الحسن بن على عليه السلام ، ج 1 ، ص 239 . ( 2 ) - بهعنوان نمونه رجوع كنيد به بحارالانوار ، ج 44 ، ص 90 . ( 3 ) - ر . ك : الاخبار الطوال ، ص 221 و مقاتل الطالبيين ، ص 44 . ( 4 ) - الارشاد ، ص 191 .