على رفيعى

67

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

وى فرستاد ولى مجبور به عقب‌نشينى شد . معاويه پس از اين زورآزمايى ابتدايى درصدد تكرار تجربه صفين و اعمال نيرنگ برآمد . چون شب شد پيكى نزد عبيداللّه فرستاد كه حسن بن على به من پيشنهاد صلح داده و امر خلافت را به من واگذار كرده است تو نيز اگر تحت فرمان من درآيى فرمانروا خواهى بود و يك ميليون درهم به تو خواهم داد كه نيمى از آن را هم‌اكنون مىپردازم و نيم ديگر را پس از ورود به كوفه . عبيداللّه فريفته هدايا و وعده‌هاى معاويه شد و شبانه همراه گروه زيادى به معاويه پيوست . « 1 » همزمان با خيانت عبيداللّه ، شاهد خيانت بعضى ديگر از خواص در جبهه ساباط مدائن هستيم . معاويه همزمان با اعمال نيرنگ در جبهه مَسْكِن ، نمايندگانى به ساباط فرستاد تا درباره صلح با امام حسن عليه السلام گفت و گو كنند . وقتى آنان دست خالى از خيمهء امام بازگشتند ، براى تحريك خوارج ، بلند - بگونه‌اى كه مردم بشنوند - مىگفتند : خدا به‌وسيله فرزند پيامبر ، خون مردم را حفظ كرده فتنه را خوابانيد و آرزوى صلح را برآورده ساخت . اين سخنان سپاه را مضطرب كرد و آنان را عليه امام حسن عليه السلام برانگيخت به حدّى كه بر او شورش كرده ، آنچه در خيمه‌اش بود غارت نمودند . شيعيان ، امام را در ميان خود گرفته از معركه دور كردند . با اين حال جرّاح بن سنان يكى از سران خوارج با اين فرياد كه تو همانند پدرت مشرك شده‌اى ضربتى بر ران امام عليه السلام زد و او را مجروح كرد . « 2 » زمينه‌هاى صلح بدون شك توطئه‌هاى معاويه ، از مهم‌ترين عوامل زمينه‌ساز صلح به‌شمار مىرود . از پخش دروغ و شايعه در ميان سپاه عراق گرفته تا فريفتن فرماندهان ، پخش اسناد خيانت اشراف و سران قبايل كوفه و نامه‌هاى وفادارى و سرسپردگى آنان كه براى معاويه نوشته بودند . اين توطئه‌ها در ايجاد شكاف و يأس در سپاه عراق بسيار مؤثر بود و نه‌تنها روح مقاومت و انسجام سربازان را در هم شكست كه زمينه مساعدى براى پديد آوردن روح تمرّد فراهم ساخت . به‌گونه‌اى كه بسيارى از آنان - به گمان اين كه پيروى از رؤساى قبايل

--> ( 1 ) - يعقوبى در ج 2 ، ص 214 تاريخ خود نوشته عبيدالله با هشت هزار نفر از نيروهايش به معاويه پيوستند . ( 2 ) - ر . ك : تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 215 و ارشاد ، ص 190 .