على رفيعى
55
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
اين گفتار كوتاه امّا كوبنده و پرمعنى همهء حاضران در مسجد را مبهوت ساخت و چشمها را بهسوى گوينده آن خيره كرد . ابوبكر چنان غافلگير شده بود كه چارهاى جز تصديق سبط اكبر پيامبر صلى الله عليه و آله نداشت ؛ از اين رو ، در پاسخ او گفت : « راست گفتى ! سوگند به خدا ، آن منبر پدر تو است نه منبر پدر من . » « 1 » هنگامى كه ابوذر - صحابى عظيمالشّأن رسول خدا صلى الله عليه و آله - به دستور عثمان به ربذه تبعيد شد ، برغم آنكه خليفه دستور داده بود هيچ كس او را بدرقه نكند و مروان را بر اين كار گمارده بود ، على عليه السلام همراه دو فرزند بزرگوارش امام حسن و امام حسين عليهما السلام و بعضى ديگر ، از آن آزادمرد به گرمى بدرقه و با سخنانى دلگرم كننده او را به ادامهء مبارزه و پايدارى در آن راه تشويق كردند . در فرازى از سخنان امام حسن عليه السلام به هنگام بدرقهء ابوذر آمده است : اى عمو جان ! . . . رفتار و برخورد اين گروه را با خود مىبينى ، پس دنيا را با يادآورى جدايى از آن ، از خود وا نِهْ و سختى دشوارىها و ناكامىهاى آن را به اميد روزگار پس از آن بر خويش هموار ساز و شكيبايى پيشه كن تا آنگاه كه به ديدار رسولاللّه صلى الله عليه و آله نائل آيى در حالى كه از تو خشنود خواهد بود . « 2 » ب - دوران زمامدارى امام مجتبى عليه السلام در مقطع پنج سالهء حكومت ظاهرى امير مؤمنان عليه السلام بازويى توانا ، مشاورى دلسوز و فرماندهى لايق براى امام زمان خود بود . به نمونههاى زير توجّه فرماييد : امام حسن عليه السلام در سال 36 هجرى با پدر گرامىاش از مدينه بهسوى بصره حركت كرد تا آتش جنگ جمل را كه « ناكثين » برافروخته بودند فرونشاند . در « ذى قار » به فرمان حضرت على عليه السلام در رأس هيأتى مركب از عمّار ياسر و قيس بن سعد به كوفه رفت تا مردم را عليه ناكثين بسيج كند . در پى تلاشها و سخنرانىهاى مهيّج
--> ( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 6 ، ص 43 ؛ تاريخ الخلفاء ، سيوطى ، ص 80 . ( 2 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 8 ، ص 253 .