على رفيعى

54

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

همراه پدر امام مجتبى عليه السلام بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ، حدود سى سال از عمر شريف خود را در محضر پدر بزرگوارش گذراند . وى در تمامى دوران امامت امير مؤمنان عليه السلام ، هماهنگ و همراه او بود ؛ از بيدادگران انتقاد و از ستمديدگان و حق‌طلبان حمايت مىكرد و پيوسته ناظر بر جريانات سياسى بود و در هر مورد تصميم مقتضى مىگرفت . شواهد و نمودارهاى برجستهء اين دوران از زندگى آن حضرت را در دو بخش يادآور مىشويم . الف - دوران سكوت رحلت جانسوز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، فتنهء ويرانگر سقيفه و انحراف خلافت از بستر حقيقى خود ، شهادت دلخراش و مظلومانهء جگرپارهء پيامبر صلى الله عليه و آله ، بركنارى امير مؤمنان عليه السلام و بنى هاشم از قدرت ، پراكندگى و اختلاف امّت و . . . طوفان‌هاى سهمگينى بودند كه در اندك زمانى پى در پى بر اردوگاه مسلمانان حمله برده كيان آنان را در هم شكستند . مشاهدهء اين حوادث و مناظر دردناك و رقّت‌بار براى كودكى چون امام حسن عليه السلام - كه در اوج نبوغ و ذكاوت قرار داشت و مسائل را خوب مىفهميد و تجزيه و تحليل مىكرد - بسيار رنج‌آور و جانگداز بود ، ليكن او چاره‌اى جز صبر نداشت ؛ چرا كه صبر در آن شرايط مقتضاى خرد بود ؛ آن‌گونه كه پدر بزرگوارش در همان فضا فرمود : « فَرَأَيْتُ انَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا احْجى » « 1 » چون نيك سنجيدم ، شكيبايى را خردمندانه‌تر ديدم . با اين حال ، هر جا مصلحت در فرياد و اعتراض عليه نظام حاكم بود ، او در آنجا حضور مىيافت و اداى وظيفه مىكرد . اينك دو نمونه : امام حسن عليه السلام وارد مسجد شد . ديد ابوبكر بر فراز منبر و در جايگاه جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته خطبه مىخواند . بدون درنگ ، و با لحنى جدّى و كوبنده خطاب به او فرمود : « از منبر پدرم فرود آى ! »

--> ( 1 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه سوّم ( شقشقيّه ) .