على رفيعى
32
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
و از ستمهاى خليفه به ستوه آمده ، كشته شد . « 1 » سه خليفه ياد شده برغم روشنگرىها و اعتراضات خليفهء واقعى پيامبر صلى الله عليه و آله به مدت قريب 25 سال بر مسند خلافت اسلامى تكيه زدند و آن حضرت را خانهنشين كرده امّت را از خورشيد وجودش محروم ساختند . امام على عليه السلام خلافت را حقّ مسلّم خويش مىدانست ؛ ليكن شرايط سياسى را نيز براى استيفاى اين حق مناسب نمىديد ؛ از اين رو ، از دست بردن به شمشير و شعلهور ساختن جنگ داخلى - كه بهطور قهرى به زيان اسلام تمام مىشد - خوددارى ورزيد . امير مؤمنان عليه السلام در آغاز امر براى آنكه حقيقت براى همگان روشن شود و مردم نپندارد كه او نيز از آنچه در سقيفه گذشته خشنود است ، علاوه بر روشنگرىها و موضعگيرىهايى كه به سه مورد آن اشاره كرديم ، رابطه خود را با تشكيلات خلافت بهطور كلّى قطع كرد و ضمن آنكه تا زمانى كه حضرت زهرا عليها السلام زنده بود با خليفه بيعت نكرد ، « 2 » در اجتماعات و حتّى صفوف نماز جماعتشان نيز حاضر نشد . اتخاذ چنين موضعى از سوى پيشواى معصوم براى سلب مشروعيّت از حكومت وقت و ناشايستگى خليفه براى اداره جامعه و رهبرى امت اسلامى ، كافى بود . با رحلت دخت گرامى پيامبر صلى الله عليه و آله و احساس تنهايى و غربت بنا به دلائل فراوانى از جمله : كمبود نيروى كافى براى احقاق حق خويش ، حفظ اسلام و وحدت و يكپارچگى مسلمانان ، بيم بازگشت امّت به دوران جاهليّت ، خطر توطئههاى خواص اهل باطل و دشمنان خارجى ، عدم شناخت و بىاعتنايى مردم نسبت به مقام امامت و پريشانحالى مسلمانان ، ناچار به تغيير سياست شد ؛ با ابوبكر بيعت كرد « 3 » ، و فصل جديدى از سياستها ، ديدگاهها و موضعگيرىهاى سياسى آن حضرت در ارتباط با دستگاه خلافت
--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 333 . ( 2 ) - ر . ك : اعيان الشيعه ، ج 3 ، ص 313 . ( 3 ) - لازم به يادآورى است كه بيعت امير مؤمنان عليه السلام با خليفه نه بهعنوان خلافت كه به عنوان تسليم در برابرخواست اكثريت خاطى و صرفنظر كردن از اداره امور سياسى كشور است . در فصل زندگانى امام حسين عليه السلام توضيح بيشترى در اين باره خواهيم داد .