على رفيعى

33

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

آغاز گشت . مدافعان حريم ولايت توطئه سقيفه شكل گرفت و آنچه نمىبايست رخ دهد رخ داد . فاجعه‌آميزترين پيامد آن ، انحراف در رهبرى و انزواى « پيشواى بر حق » و صاحب ولايت كبرى و تامّه الهى و خانه نشين شدن وى بود . هر كس و هر گروهى از اين فاجعه دردناك تحليلى داشت و به دنبال آن ، موضع‌گيرى و اتخاذ خط مشى عملى ؛ اعم از سياسى و فكرى . متأسفانه توده مسلمانان ، حتى بسيارى از آگاهان و صاحبنظران جامعه آن روز كه ما از آنان به « خواص » تعبير مىكنيم ، در اين قضيه يا جانبدار ارباب زر و زور و تزوير شده و جذب جريان حاكم گشتند و يا مذبذب و بدون اتخاذ خط مشى سياسى و فكرى مشخصى همپاى با امواج حركت كردند . در اين ميان تنها تعداد بسيار اندك انگشت‌شمارى بودند كه بر موضع حق پايدار مانده و با تمام وجود - در چارچوب تدابير پيشوايشان - از حريم ولايت دفاع كردند . چهره‌هاى شاخص مدافعان حريم امامت از ميان مردان عبارت بودند از سلمان ، ابوذر ، عمّار و مقداد « 1 » و از ميان زنان ، حضرت فاطمه عليها السلام . فاطمه به‌عنوان نزديك‌ترين فرد به رسول اللّه و جانشين او ، آگاه‌ترين زن به ديدگاه‌ها و نظرات پيامبر صلى الله عليه و آله پيرامون آينده اسلام ، مطلع‌ترين بانو نسبت به اوضاع و شرايط سياسى - فرهنگى جامعهء خويش ، متعهدترين و استوارترين عنصر امّت در دفاع و جانبدارى از امام زمان خود ، شايسته‌ترين و مناسب‌ترين فردى بود كه مىبايد در آن شرايط به دفاع از حريم ولايت بپردازد ؛ چه آنكه وى هم از عمق جريان انحرافى سقيفه مطلع بود و هم بيشتر از همه كس از نقش ولايت در نگهبانى از دين و ميراث گرانقدر نبوت ، آگاهى داشت . مادر حسنين عليه السلام منزوى شدن خليفه واقعى پيامبر صلى الله عليه و آله و روى كار آمدن نااهلان را تنها نتيجهء تلاش عده‌اى قدرت‌طلب - كه بعدها زمام امور را به‌دست گرفتند - نمىدانست ؛ بلكه علاوه بر اين ، ناآگاهى مردم ، بويژه انصار و مهاجران ، بىتفاوتى آنان نسبت به آنچه

--> ( 1 ) - على عليه السلام در سخنى مىفرمايد : جز سلمان ، ابوذر ، عمار و مقداد كسى دعوتم را اجابت نكرد ( بحارالانوار ، ج 22 ، ص 328 ) .