على رفيعى
25
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
امامت و خلافت از ديدگاه فريقين واژه « امامت » در اصل بهمعناى « پيشوايى » است . پيشوا يعنى كسى كه پيشرو است و گروهى پيرو او هستند ، اعم از آنكه آن پيشوا عادل ، راه يافته و درست كردار باشد يا فاسق و گمراه . قرآن نيز اين واژه را در هر دو مورد اطلاق كرده است . « 1 » آنچه در اين بحث مورد نظر ما است پيشواى حق است . امامت در فرهنگ شيعى عبارت است از پيشوايى و رهبرى امّت از بعد فكرى و سياسى در شؤون مادى و معنوى و فردى و اجتماعى . از نظر شيعه منصب امامت همچون منصب رسالت ، منصبى الهى است و امام و پيشواى جامعه اسلامى بايد از سوى خدا تعيين و بهوسيله پيامبر صلى الله عليه و آله معرفى شود . امام بايستى رهبر سياسى ، فكرى ، مفسر قرآن ، آگاه از همه رموز و دقايق دينى ، معصوم از خطا و منزّه از هر عيب و نقيصه خَلْقى و خُلقى و دهها ويژگى ديگر باشد . و بدينگونه امامت - كه در عرف مسلمانان قرن نخست به معناى رهبرى سياسى بود - در عرف خاص شيعيان بجز مفهوم ياد شده ، رهبرى فكرى ، تربيتى و اخلاقى نيز در مفهوم آن لحاظ گرديد . انتظار شيعه از امام علاوه بر اداره امور اجتماعى ، راهنمايى و ارشاد فكرى ، آموزش دينى و تصفيه و تزكيهء اخلاقى امّت نيز بود ، و اگر كسى از عهده انجام اين وظايف برنمىآمد او را بهعنوان « امام بحقّ » نمىشناخت ، هر چند از نظر اداره سياسى و قدرت نمايى نظامى و سلحشوى و كشورگشايى فردى توانمند بود . آميختگى سه بُعد « رهبرى سياسى » ، « آموزش دينى » و « تهذيب روحى » در مفهوم امامت ، ناشى از آن است كه اسلام در اصل ، اين سه جنبه را از يكديگر تفكيك نكرده و هر سه بعد را به عنوان برنامهاى جامع بر انسانها عرضه داشته است . از اين رو پيشوايى امّت نيز مىبايد به معناى پيشوايى در هر سه بعد باشد . براساس همين نگرش در منابع اسلامى براى پيامبر صلى الله عليه و آله و جانشينان وى سه منصب :
--> ( 1 ) - بهعنوان نمونه در مورد پيشوايان حق مىفرمايد : « وَ جَعَلْناهُمْ ائِمَّةً يَهْدُونَ بِامْرِنا » ( انبياء ، آيه 73 ) و دربارهپيشواى باطل مىفرمايد : « وَ جَعَلْناهُمْ ائِمَّةً يَدْعُونَ الَى النَّارِ » ( قصص ، آيه 41 ) .