على رفيعى

234

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

همچون روش عمر بن عبدالعزيز در پيش گرفت ، تظاهر به پارسايى مىكرد ، به اجراى فريضه امر به معروف و نهى از منكر اهتمام داشت ، شرابخوارى و غنا را منع كرد و از فحشا جلوگيرى نمود . « 1 » در پيش گرفتن اين سياست نه تنها سودى برايش نداشت ، بلكه موجب شد تا درباريان و دولتمردان نيز كه همه چيز را براى خود مىخواستند بر او خشم بگيرند و به حكومتش خاتمه دهند . سران ترك پس از آن با احمد بن متوكل ملقب به معتمد بيعت كردند . وضع وى در اداره مملكت بدتر از خليفگان پيشين بود ؛ چه آن كه در دوره او علاوه بر ترك‌ها برادرش موفق نيز بر او چيره گشت و تمامى امور را در دست گرفت . « 2 » موضع مشترك خلفاى ياد شده ، دشمنى سرسخت و كينه‌توزانه با بيت امامت و شخص امام عسكرى عليه السلام بود . آنان با اطلاعاتى كه درباره فرزند آن حضرت داشتند و مىدانستند مهدى موعود از نسل او خواهد بود ، همواره او را تحت نظر داشته مورد اذيّت و آزار قرار مىدادند . معتزّ امام عسكرى عليه السلام و شمارى از ياران آن حضرت را به زندان افكند . « 3 » و بنابر نقل ابن شهر آشوب ، حضرت را به سعيد حاجب سپرد تا او را به كوفه ببرد و در بين راه بدور از چشم مردم به شهادت برساند كه اجل مهلتش نداد و سه روز بعد ، از خلافت بر كنار و كشته شد . « 4 » مهتدى نيز برغم زهد نمايى و برپايى قبّة المظالم ، از پيشگامان بيدادگرى نسبت به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بود . وى براى تثبيت پايه‌هاى حكومت غاصبانه خود امام عسكرى عليه السلام را به زندان افكند و از زندانبان خواست كه بر آن حضرت سخت بگيرد . « 5 »

--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 4 ، ص 96 . ( 2 ) - الفخرى ، ص 250 . ( 3 ) - اعلام الورى ، ص 354 ؛ بحارالانوار ، ج 50 ، ص 311 . ( 4 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 431 . ( 5 ) - ر . ك . ارشاد ، صص 342 - 344 و مناقب ، ج 4 ، ص 429 .