على رفيعى

235

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

ابوهاشم جعفرى مىگويد : همراه امام حسن عسكرى عليه السلام در زندان مهتدى بودم . امام رو به من كرد و فرمود : خداوند امشب عمر او را تمام مىكند . چون صبح شد تركان بر او هجوم برده ، وى را كشتند . « 1 » معتمد در آغاز در برابر حضرت ، سياستى جديد در پيش گرفت ؛ زيرا در مقايسه با خلفاى پيشين در وضعيتى بحرانىتر و متزلزل‌تر قرار داشت و هر آن احتمال سرنگونى خود را مىداد . از اين رو ، بهترين راه حل را در اين ديد كه در ظاهر ، خود را به امام عليه السلام نزديك كند و در برابر آن حضرت اظهار كوچكى و ناتوانى نمايد و از ايشان براى بقاى سلطنت خود كمك بگيرد ؛ همان سياستى كه پيش از وى مأمون نسبت به امام رضا عليه السلام در پيش گرفت . « 2 » ولى وقتى امام را در موضع خود جدّى يافت ، كينه‌اش را آشكار ساخت و آن حضرت را به زندان افكند . در روايتى پس از اشاره به پيشگويى امام مبنى بر اين كه در سال 260 حادثه ناگوارى براى من رخ مىدهد از قول مادر امام آمده است كه در ماه صفر ، سال 260 ، امام همراه برادرش جعفر در زندان على بن جرين بود و معتمد بطور مرتب از زندانبان ، وضع آن حضرت را جويا مىشد و او گزارش مىداد كه امام روزها را روزه مىگيرد و شب‌ها را به نماز مىگذراند . « 3 » با توجه به اين كه شهادت امام عليه السلام در ربيع الاول همين سال بوده ، معلوم مىشود كه آن حضرت تا روزهاى آخر زندگىاش در زندان بوده است . و اين در شرايطى بود كه محل اقامت آن گرامى در سامرّا حكم بازداشتگاه را داشت . علاوه بر اين ، امام موظف بود حضور خود را در سامرّا بطور مداوم به آگاهى خليفه برساند ؛ از اين رو مجبور بود هر دوشنبه و پنج‌شنبه در دارالخلافة حضور پيدا كند . « 4 »

--> ( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 430 . ( 2 ) - براى آگاهى بيشتر از اين موضع خليفه و واكنش امام عليه السلام در برابر آن ، رجوع كنيد به مناقب ، ج 4 ، ص 430 و بحارالانوار ، ج 50 ، ص 309 . ( 3 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 313 ، عيون المعجزات ، ص 139 . ( 4 ) - الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 129 و دلائل الامامة ، ص 226 .