على رفيعى
212
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
شيخ طوسى نام 113 نفر از اصحاب و راويان آن حضرت را نوشته است « 1 » كه در ميان آنان افراد زبده و سرشناسى به چشم مىخورد از قبيل : احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى كه از اصحاب اجماع است « 2 » و همگان به فقاهت او اعتراف كرده مرسلاتش « 3 » را پذيرفتهاند . احمد بن اسحاق اشعرى كه شيخ قمييّين بود و به نمايندگى از سوى آنان خدمت ائمّه مىرسيد و احكام و دستورها را از امامان مىگرفت و به مردم ابلاغ مىكرد . « 4 » ذكريا بن آدم قمّى كه حضرت جواد عليه السلام براى او دعا كرد و او را در زمره ياران حقشناس و با وفاى خويش بشمار آورد . « 5 » و على بن مهزيار اهوازى كه از وكلاى خاص امام بود و آن حضرت براى او دعا كرد و از او به عنوان چهرهاى بىنظير ياد نمود . « 6 » و محمد بن اسماعيل بن بزيع . وى هر چند از وزراى دربار عباسى بود ولى همچون على بن يقطين سنگردار و پناهگاه استوارى براى شيعيان و مورد اعتماد آنان بود و محضر امام كاظم ، امام رضا و امام جواد عليهم السلام را درك كرد . « 7 » دوران معتصم با مرگ مأمون در سال 218 هجرى برادرش معتصم به جاى او نشست . وى مردى ستمپيشه ، خشن و خودكامه بود و از دانش و فرهنگ بهرهاى نداشت . معتصم بر خلاف خلفاى پيشين كه بر اعراب يا نژاد فارس و ايرانيان تكيه داشتند ، تركها را به دستگاه خود جذب كرد ؛ زيرا مادرش ترك بود . او مناصب مهمّ دولتى را به
--> ( 1 ) - ر . ك . رجال الطوسى ، صص 397 - 409 . ( 2 ) - اصحاب اجماع به كسانى گفته مىشود كه همه فقها به صحّت آنچه كه آنان روايت كردهاند اتفاق نظر دارند . اينان شش نفرند : يونس بن عبدالرحمان ، صفوان بن يحيى ، محمد بن ابى عمير ، عبداللّه بن مغيره ، حسن بن محبوب و احمد بن محمّد بزنطى . البتّه اين شش نفر بجز آن شش نفر اصحاب اجماعى است كه از ياران ا مام باقر و امام صادق عليهما السلام هستند ( اختيار معرفة الرجال ، ص 556 ، رديف 1050 ) . ( 3 ) - حديث مرسل به حديثى گفته مىشود كه آخرين راوى آن مذكور نباشد و كسى كه خود حديث را از معصوم نشنيده ، بدون وساطت صحابى از معصوم نقل كند ( ر . ك . الدّراية فى علم مصطلحالحديث ، شهيد ثانى ، ص 47 ) . ( 4 ) - معجم رجال الحديث ، ج 2 ، ص 47 . ( 5 ) - رجال كشى ، ص 503 ، رديف 964 . ( 6 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 105 . ( 7 ) - ر . ك . معجم رجال الحديث ، ج 15 ، ص 97 و رجال النجاشى ، ص 330 .