على رفيعى
165
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
دوران بنىاميّه ، و ده ساله نخست دوران بنىعباس و دوران پس از مرگ هارون كه در هر يك ، حكومت مسلّط وقت به نحوى تهديد مىشد ، تهديدى جدّى دستگاه خلافت را نمىلرزاند و خليفه را از جريان عميق و مستمر دعوت اهل بيت عليهم السلام غافل نمىساخت . ويژگى ديگر ، پراكندگى و اختلافى بود كه در ميان نيروهاى خودى بر سر مسأله امامت پديد آمده بود . تعبير نصر بن قابوس يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام در اين باره چنين است : « فَلَمَّا تُوُفِّىَ ابُو عَبْدِاللَّهِ عليه السلام ذَهَبَ النَّاسُ يَميناً وَ شِمالًا » « 1 » هنگامى كه امام صادق عليه السلام درگذشت مردم به راست و چپ رفتند . منشأ اين پراكندگى دو چيز بود ؛ يكى حاكميّت جوّ اختناق و حكومت پليسى عباسيان . حاكمان عباسى پس از گذر از مرحلهء دستيابى به قدرت و تحكيم پايههاى آن ، سياست اختناق و ارعاب در پيش گرفتند و مخالفان خود را زير شديدترين فشارهاى سياسى و اقتصادى قرار دادند . اين سياست از اواخر دوران امامت امام صادق عليه السلام آغاز شد و در زمان امامت موسى بن جعفر عليه السلام در حكومت هارون به اوج خود رسيد . شرايط سياسى روزهاى آخر امامت پيشواى ششم چنان ناگوار و نگران كننده بود كه آن حضرت نتوانست با صراحت ، جانشين خود را معرفى كند ؛ از اين رو ، در وصيّت نامهء خود پنج نفر را وصىّ و جانشين خويش قرار داد و نام فرزندش موسى بن جعفر عليه السلام را پس از نام سه تن ديگر و در كنار نام منصور ، خليفه عباسى ، محمد بن سليمان ، حاكم مدينه و عبداللّه بن جعفر و حميده ، مادر خود آورد « 2 » تا جان جانشين واقعى خود را از خطر تعرض دشمن مصون بدارد . اختلاف و سرگردانى بعضى شيعيان نسبت به مسألهء امامت پس از شهادت امام صادق عليه السلام ناشى از حاكميّت همين جوّ خفقان سياسى بود . هشام بن سالم مىگويد : من و مؤمن طاق در مدينه بوديم كه ديديم گروهى بر در خانه عبداللّه بن جعفر گرد آمدهاند . ما مسائلى از عبداللّه درباره زكات پرسيديم ولى او نادرست جواب داد . مأيوس از نزد او بيرون آمديم و در كوچههاى مدينه گريان و متحيّر كه به كجا و به چه كسى روى بياوريم .
--> ( 1 ) - عيون اخبار الرّضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 40 ، حديث 26 . ( 2 ) - ر . ك : كافى ، ج 1 ، ص 310 .