على رفيعى

154

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

ديگر خليفگان اموى معاصر امام صادق عليه السلام يعنى يزيد بن وليد ، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمّد از همين قماش بودند . ويژگى مهم دوران شش ساله حكومت سه نفر اخير ، نابسامانى اوضاع سياسى مملكت ، اختلافات و كشمكش‌هاى دولتمردان با يكديگر ، ناامنى و هرج و مرج در نقاط مختلف كشور و افزايش موج نارضايتى ، شورش و قيام‌هاى مردمى عليه حكمرانان اموى بود كه در نهايت منجر به سرنگونى حكومت هزار ماهه امويان شد . روى كار آمدن بنىعباس با در هم پيچيده شدن طومار حكومت امويان در هيجدهمين سال امامت امام صادق عليه السلام ، عباسيان كه در حقيقت روى ديگر سكّه امويان بودند بر مسند خلافت تكيه زدند . آنان هر چند با تكيه بر شعارهاى علويان و حمايت مردمى كه از ستم امويان به ستوه آمده بودند ، حكومت را قبضه كردند ، ليكن از آنجا كه سنگ بناى حكومتشان بر باطل بود ، در اندك زمانى پس از به قدرت رسيدن ، چهرهء ضدّ اسلامى و ضدّ مردمى خود را برملا كردند و با مخالفان ، همان سياستى را در پيش گرفتند كه بنىاميّه داشتند و بلكه در بعضى جهات بدتر و ستمگرانه‌تر از آنان . چندان كه بعضى افرادى كه هر دو دوره را درك كرده بودند چنين آرزو مىكردند : يا لَيْتَ جَوْرُ بَنى مَرْوانَ عادَلَنا * وَ انَّ عَدْلَ بَنِى الْعَبَّاسِ فِى النَّارِ « 1 » اى كاش ، ستم مروانيان براى ما بازمىگشت و عدالت عباسيان در آتش مىسوخت . ابوالعباس سفّاح ، نخستين خليفه عباسى چهار سال حكومت كرد . وى با دو مشكل اساسى رو به رو بود : نخست ، وجود باقيمانده امويان كه در نقاط مختلف پراكنده بودند ، و دوّم علويانى كه به عنوان محور اساسى و مورد اعتماد مبارزه عليه امويان ، مطرح و در ميان توده‌هاى مردم از نفوذ و محبوبيّت ويژه‌اى برخوردار بودند . سفّاح براى تثبيت پايه‌هاى حكومت خود و چيرگى بر اين دو رقيب خطرناك دست

--> ( 1 ) - المحاسن والمساوى ، ص 246 .