على رفيعى

149

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

مىشود . بيشتر اين قواعد بوسيله امام صادق عليه السلام عرضه شده است . « 1 » او خود در اين زمينه به يارانش فرمود : « انَّما عَلَيْنا انْ نُلْقِىَ الَيْكُمُ الْاصُولَ وَ عَلَيْكُمْ انْ تُفَرِّعُوا » « 2 » وظيفه ما القا و عرضه اصول و قواعد كلى براى شما است ولى تفريع ( و تطبيق آنها بر موارد و مصاديق و استخراج فروع و احكام جزيى از آنها ) برعهده شما خواهد بود . بر اثر مجاهدتهاى پيشواى ششم در تبيين و گسترش فقه شيعه ، مذهب شيعه را « مذهب جعفرى » و فقه آن را « فقه جعفرى » مىنامند . فعّاليّت‌هاى امام عليه السلام در اين زمينه دو بعد داشت . نخست بيان حقيقت فقه اسلامى در ابواب مختلف عبادات و معاملات و پاسخ به نيازها ، پرسشها و مراجعات امّت اسلامى به عنوان تنها مرجع صلاحيتدار و مورد اعتماد مردم . و ديگر موضع‌گيرى عليه دستگاه خلافت و فقيهان وابسته به آن . بنابراين « فقه جعفرى » در برابر فقه رايج آن روزگار فقط يك اختلاف عقيده ساده نبود ، بلكه در عين حال ، دو مضمون متعرضانه را نيز با خود داشت : نخست ، اثبات بىنصيبى دستگاه خلافت از آگاهى دينى و ناتوانى آن از پاسخگويى به نيازهاى فكرى و دينى مردم و در نهايت ، عدم صلاحيتش براى تصدّى مقام خلافت اسلامى ؛ و ديگر مشخص ساختن موارد تحريف در فقه رايج كه ناشى از مصلحت انديشى فقيهان وابسته در بيان احكام فقهى و ملاحظه‌كارى آنان در برابر خواست قدرتهاى حاكم بود . امام صادق عليه السلام با عرضه فقه ناب و گشودن باب اجتهاد و بازداشتن ياران خود از عمل به « قياس » ، « استحسان » ، « اخبار غير صحيح » و . . . عملًا به مبارزه با دستگاه خلافت و فقه حكومت برخاست و بدين وسيله تمام تشكيلات مذهبى و فقاهت رسمى را - كه يك ركن مهم حكومت بشمار مىآمد - تخطئه كرد و دستگاه خلافت را از بعد مذهبىاش تهى ساخت . پيشواى ششم در كشمكش اين دو جريان سياسى و فقاهتى ، مرجعيّت الهى خود و

--> ( 1 ) - براى آگاهى بيشتر از اين قواعد به كتابهاى : « القواعد الفقهيّه » بجنوردى و « اصطلاحات الاصول » علىمشكينى رجوع كنيد . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 245 .