على رفيعى

150

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

لزوم پيروى مردم از خاندان رسالت را چنين بيان مىكند : « نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طاعَتَنا وَ انْتُمْ تَأْتَمُّونَ بِمَنْ لا يُعْذَرُ النَّاسُ بِجَهالَتِهِ » « 1 » ما كسانى هستيم كه خداوند اطاعت ما را ( بر همگان ) واجب كرده است ؛ در حالى كه شما از كسانى تبعيّت مىكنيد كه مردم به نادانى آنها معذور نيستند . 3 - احياى حديث حديث به‌عنوان گفتار معصوم در فرهنگ اسلام از جايگاه بسيار والايى برخوردار است و پس از قرآن ، مهمترين و معتبرترين منبع شريعت مقدس اسلام در اصول ، فروع و اخلاقيات است . و حتّى در بسيارى از موارد ، فهم و درك مراد و مقصود آيات كريمه قرآن ، بويژه متشابهات آن ، بدون گفتار معصوم كه به‌عنوان تفسير آيه القا شده امكان‌پذير نيست . متأسفانه اين منبع سرشار اسلامى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى گردانندگان دستگاه خلافت مورد بىمهرى قرار گرفت و حتّى سوزانده شد . اين سياست تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز يعنى اواخر قرن نخست هجرى دنبال شد . در نتيجه ، فضاى فرهنگى جامعه اسلامى از عطر روح‌بخش سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله و جانشينان آن حضرت تهى گشت . منع كنندگان از نقل و تدوين حديث براى توجيه سياست خود گاه مسأله بيم اختلاط احاديث با آيات قرآن ، و گاه بيم رها كردن قرآن و اشتغال به غير آن را مطرح مىكردند ؛ ولى عملكرد و حتى سخنان آنان بيانگر اين است كه انگيزه اصلى آنان از منع نقل و كتابت حديث صرفاً يك انگيزه سياسى بود و مرتبط با مسائل حكومتى مىشد . حكومتمداران به خوبى مىدانستند كه پخش احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله در فضيلت و شايستگى امامان معصوم براى جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان مردم ، براى آنان مشكلات زيادى به بار خواهد آورد ؛ از اين رو براى رفع اين مشكل ، دست به چنين اقدامى زدند . در مقابل مكتب خلافت ، مكتب امامت همواره سعى در نشر احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله به‌عنوان ميراثى گرانقدر داشت و بر تدوين و كتابت آن براى بهره‌بردارى آيندگان تأكيد

--> ( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 186 .