على رفيعى

106

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

« انّى وَاللَّهِ ما اعْرِفُ افْضَلَ مِنْ جِهادِكَ » « 1 » روشن‌ترين بيان در ترسيم خط مشى آن حضرت در برابر حزب اموى است . معاويه نيز از اين استراتژى امام عليه السلام آگاهى كامل داشت ؛ از اين رو سعى مىكرد خود را با آن حضرت درگير نكند و هواداران و عواملش را نيز بر اجراى اين سياست توصيه مىكرد . ولى يزيد در اين زمينه روشى خلاف روش پدر اتخاذ كرد و در آغاز حكومت خود همه راه‌ها - جز بيعت - را بر امام عليه السلام بست . و چون آن حضرت اهل بيعت نبود راهى جز مخالفت و قيام عليه زورگويىهاى يزيد نداشت ، راهى كه زمينه‌ساز آن در اين مقطع از ناحيهء جبههء مخالف ، خود يزيد بود ؛ ولى برنامهء قيام برنامه‌اى نبود كه با روى كار آمدن يزيد ، طراحى و سامان‌دهى شده باشد ؛ بلكه از قبل طراحى شده بود ، ليكن شرايط اجرا فراهم نبود كه با مرگ معاويه و روى كار آمدن يزيد و تغيير شرايط سياسى ، اين مانع بر طرف شد . 2 - نهضت عاشورا با توجه به عوامل مختلفى كه در پيدايش آن نقش داشت ، نهضتى چند ماهيتى است نه تك ماهيّتى . به موجب عامل نخست ، نهضت امام حسين عليه السلام ، ماهيّت دفاعى و عكس‌العملى دارد آن هم عكس‌العمل منفى در مقابل يك تقاضاى نامشروع . به موجب عامل دوم نيز ، ماهيّت نهضت يك ماهيّت دفاعى و عكس‌العملى است ، منتهى عكس‌العمل مثبت در مقابل يك دعوت با ماهيّت تعاون با مسلمانانى كه از ستم حزب اموى به ستوه آمده و عليه آن موضع گرفته و از امام عليه السلام خواستند كه با پذيرش رهبرى ، آنان را در اين جهاد مقدس يارى كند . وظيفه امام حسين عليه السلام برحسب اين عامل ، اجابت دعوت است تا وقتى كه دعوت‌كنندگان ثابتند . وقتى آنها از موضع خود عقب نشستند ، ديگر امام حسين عليه السلام وظيفه‌اى از اين زاويه ندارد . به موجب عامل سوم ، ماهيّت قيام امام حسين عليه السلام ماهيّت تهاجمى است نه دفاعى . امام حسين عليه السلام به موجب اين عامل يك انقلابى مهاجم و معترض به وضع موجود بود نه صرفاً يك انسان متقى و مدافع كه به تقاضاى نامشروع يزيد پاسخ منفى داده و از حيثيّت

--> ( 1 ) - فرازى از نامه امام حسين به معاويه كه پيش از اين بدان اشاره كرديم .