على رفيعى
89
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
ارزيابى آنان از اوضاع اين بود كه انگيزههاى دينى و اعتقادى مردم و شايسته دانستن خاندان رسالت براى جانشينى پيامبر ( ص ) و رهبرى جامعهء اسلامى ، اساسىترين عامل در تحرك و شورش ايشان عليه جنايات و مظالم بنى اميه است . گرايش عمومى انقلابيون به اين خاندان با عظمت و برخوردار از محبوبيّت و موقعيت اجتماعى و تكيه كردن آنان در مبارزات خود بر شعار « الرضا من آل محمّد » و پذيرش زمامدارى فردى از اهل بيت رسول خدا ( ص ) كه مورد رضايت و پسند همگان باشد ، مؤيّد اين نگرش است . داعيان و مبلغان عباسى ، كه به طور پنهان ، جريانات را تعقيب مىكردند با استفاده از چنين جوّ آماده و نيز نسبتى كه با عباس عموى پيامبر ( ص ) داشتند ، به تحريك احساسات مردم به نفع خويش پرداختند . انتخاب خراسان به عنوان مركزيّت دعوت بر همين مبنا بود . چه آنكه تعداد شيعيان و دوستان اهل بيت در حجاز اندك بودند ، مردم كوفه و بصره نيز به خاطر پيمان شكنيها و ستمهايى كه بر اهل بيت پيامبر ( ص ) همچون اميرمؤمنان ، امام حسن و امام حسين عليهم السّلام روا داشته بودند ، مورد اعتماد نبودند . مردم شام و مصر نيز هوادار عثمان و بنى اميّه بودند ؛ بنابراين هيچ جايى بهتر و مناسبتر از خراسان كه مردم آن يكپارچه دوستدار اهلبيت ( ع ) بودند ، نبود . ابراهيم امام ، با توجه به ارزيابى ياد شده مبلغان و داعيان خود را به سوى خراسان گسيل داشت و با نوشتن نامههاى فراوان براى سران و چهرههاى متنفّذ اين ديار و به دنبال آن ، فرستادن ابو مسلم ، زمينه را براى سرنگونى رژيم اموى و روى كار آمدن عباسيان فراهم ساخت . « 1 » تلاشها و پيروزيهاى پى در پى ابومسلم در خراسان و ابوسلمهء خلّال در عراق كه عباسيان آنان را به ترتيب « امير آل محمد » و « وزير آل محمد » لقب داده بودند ، « 2 » موجب شد بنى عباس به راحتى بر مسند خلافت تكيه زنند و جانشين امويان گردند .
--> ( 1 ) - ر . ك : الفخرى ، ص 143 - 144 . ( 2 ) - ر . ك : البداية و النهاية ، ابن كثير ، ج 10 ، ص 56 .