على رفيعى
88
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
كشمكش ما در ميان خودمان و اجتماع و يكپارچگى مخالفان عليه ما بود . « 1 » فرصت طلبان و عناصر ناراضى نيز كه براى نابودى حكومت ظلم و ستم اموى لحظه شمارى مىكردند ، هنگامى كه مىديدند خود دولتمردان اموى دست به شورش عليه يكديگر زدهاند ، با طرف شورشگر همراه شده خليفه را عزل مىكردند . در پى بروز اين عوامل و برخى عوامل ديگر ، قيامها و شورشها يكى پس از ديگرى بر ضد حكومت اموى شكل گرفت ، تا جايى كه كنترل اوضاع از دست آنان خارج شد و مروان حمار ، آخرين خليفهء اموى در برابر انبوه سياهپرچمان خراسانى به رهبرى ابومسلم ، نتوانست مقاومت كند و ناچار به فرار شد و بسوى بصره گريخت و در آنجا به قتل رسيد و بدين ترتيب پرونده حكومت هزار ماههء امويان براى هميشه بسته شد . « 2 » چگونگى به قدرت رسيدن بنى عباس آغازگر حركت عباسيان ، عليه امويان ، ظاهراً علويان بودند ، بدين ترتيب كه ابوهاشم ، عبداللَّه بن محمد بن حنفيّه كه از چهرههاى برجستهء خاندان علوى بود ، پس از آنكه متوجه شد هشام بن عبدالملك تصميم به قتل وى گرفته است ، هستهء مركزى مبلغان و دعوت كنندگان عليه حكومت خودكامهء امويان را تشكيل داد و افرادى چون محمد بن على بن عبداللَّه بن عباس ، معاوية بن عبداللَّه بن جعفر بن ابى طالب و عبداللَّه بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب را به هنگام مرگش ، از آنان و اقدامات پنهانىشان آگاه ساخت . محمد بن على كه فردى كارآزموده و با هوش بود ، پس از مرگ ابوهاشم موفق شد بر مبلغان تسلّط يابد و آنان را از گرد معاوية بن عبداللَّه و فرزندش پراكنده كند و خود را در معرض خلافت قرار دهد . پس از مرگ وى ، فرزند بزرگش ابراهيم امام ، راه پدر را دنبال كرد و پنهانى مبلغان و دعوت كنندگان بيشترى به نقاط مختلف فرستاد . برادرش سفاح و منصور نيز او را در اين امر يارى مىكردند .
--> ( 1 ) - عقدالفريد ، ج 4 ، ص 475 . ( 2 ) - ر . ك : الفخرى ، ص 138 .