على رفيعى

166

تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)

مخفيانه رهبرى كنند . تشكيلات شيعى پس از رحلت پيامبر ( ص ) به جمعى از خواص صحابه از قبيل سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمّار ياسر ، ابى بن كعب ، حذيفه و . . . محدود مىشد كه برغم فشارهاى سياسى و تبليغاتى دستگاه خلافت ، معتقد بودند حكومت و جانشينى از پيامبر ( ص ) ، حق خاص اميرمؤمنان است ؛ از اين رو در جريان سقيفه و پس از آن ، نظر مخالف خود را نسبت به برندگان خلافت و نيز وفادارى خود به امام ( ع ) با صراحت اعلام كردند و در طول 25 سال دوران پرفراز و نشيب سكوت اميرمؤمنان ( ع ) همواره ، در خط شيعيان على ( ع ) باقى ماندند و به اين جهت گيرى فكرى و عملى مشهور شدند . شواهد تاريخى تأييد مىكند كه اين جمع ، انديشهء شيعى ( اعتقاد بر لزوم پيروى از امام به عنوان پيشواى فكرى و نيز رهبرى سياسى ) را همواره به شيوه‌هاى مختلف براى مردم اشاعه داده و به تدريج بر جمع خود مىافزودند . پس از به قدرت رسيدن معاويه ، اقدام بسيار مهمّ شيعيان ، گسترش انديشهء شيعى و سر و سامان دادن به اين جمع پيوسته بود كه در جوّ فشار و اختناق حكومت اموى صورت گرفت . در طول حكومت بيست ساله معاويه ، با شرح دردآورى كه مورخان از چگونگى تبليغات ضدّ علوى او در همهء نواحى بلاد اسلامى نوشته‌اند ، تا آنجا كه لعن بر اميرمؤمنان ( ع ) به شكل سنّتى رايج و امرى متداول گشته بود ، و با مشهود نبودن فعّاليت نمايان و بارزى از سوى امام حسن و امام حسين عليهماالسّلام ، تنها وجود چنين پيوستگى و تشكلى بود كه به رشد انديشه شيعى و افزايش تعداد شيعيان در سراسر حجاز و عراق امكان مىداد . در كوفه ، رجال شيعه ، نام آورترين و معروفترين چهره‌ها بودند . در مكه و مدينه و حتى در برخى از نواحى دوردست ، شيعيان مانند حلقه‌هاى زنجير به يكديگر متصل و از حال يكديگر مطلع بودند . وقتى يكى از سران شيعه به نام « حجر بن عدى » به دست معاويه به شهادت رسيد ، در نقاطى چند از كشور - برغم اختناق شديد - فرياد اعتراض