على رفيعى

115

تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)

فاصلهء عصر امام صادق و امام حسين عليهماالسلام نزديك به يك قرن است ( 61 - 148 ) . اوضاع جامعهء اسلامى در اين فاصله كاملًا دگرگون شده بود . اساسى ترين مسألهء اسلام در دوران امام حسين ( ع ) مسأله حكومت و خلافت بود كه هم امام حسين ( ع ) وهم يزيد آن را حق خود مىدانستند . معاويه با تكيه بر زور و تزوير ، جوّ استبداد وديكتاتورى عجيبى پديد آورده بود ؛ بگونه‌اى كه كسى جرأت نمىكرد از امير مؤمنان ( ع ) و فضائل آن حضرت سخن بگويد . ناسزاگويى به حضرت على ( ع ) در خطبه‌هاى نماز جمعه حتى در حضور فرزندانش : امام حسن و امام حسين عليهماالسلام آن هم بر روى منبر رسول‌خدا ( ص ) امرى رايج ، بلكه واجب تلقى مىگرديد . با توجه به اين جهت است كه مىبينيم تاريخ امامت امام حسين ( ع ) در دوران معاويه ، برغم آنكه از نظر زمانى حدود ده سال به طول انجاميد ، در هاله‌اى از ابهام وانزوا قرار دارد . و از آن حضرت در اين مدت جز چند نامه و خطابه و سخنانى اندك چيز ديگرى نقل نشده است . تمامى سعى معاويه اين بود كه جبههء امامت در انزواى كامل قرار گيرد . بدون شك اگر امام حسين ( ع ) در چنين‌اوضاع و شرايطى دهها سال ديگر هم عمر مىكرد ، زمينهء هيچ گونه فعّاليت فرهنگى براى آن حضرت فراهم نمىشد . باگذشت زمان و تغيير وتحول اوضاع سياسى و فرهنگى در نيمه نخست قرن دوم هجرى ، يعنى دوره پايانى حكومت امويان و دوره آغازين حكومت عباسيان ، اوضاع دگرگون شد و طبيعت جامعهء اسلامى شرايطى را فراهم آوردكه علاوه بر مسأله خلافت و حكومت ، مسأله مهم ديگرى درجامعهء اسلامى رخ نمود و جبهه ديگرى در برابر جبههء امامت گشوده شد كه از بعضى جهات مهمتر از جبههء خلافت بود . در اين دوران ، آزادى فكر و انديشه در ميان مردم پيدا شد و به دنبال آن ، شور و نشاط علمى خاصى اعم از علوم اسلامى مثل علم قرائت ، تفسير ، حديث ، فقه ، كلام و . . . و علوم بشرى از قبيل : طب ، فلسفه ، نجوم ، رياضيات و . . . همگان را فرا گرفت . درچنين فضايى ، زمينه براى عرضهء هر نوع متاع فكرى و فرهنگى آماده بود . در صورتى كه چنين زمينه‌اى تا پيش از اواخر دوران امامت امام باقر ( ع ) فراهم نبود .