على رفيعى

84

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

« شِمْر » فرماندهء مَيْسَره ، با مشاهدهء اين وضع ، از جناح چپ واردعمل شد ؛ امّا او نيز كارى از پيش نبرد . « 1 » حسينيان ، نه تنها حملهء دشمن را دفع كردند ، بلكه دست به حملهء متقابل زده در دل نيروهاى « يزيد » فرو رفتند ؛ به گونه‌اى كه به هيچ جناحى نمىتاختند مگر آنكه آن را شكافته و نيروهايش را متلاشى مىساختند . فرماندهء سواره نظام « يزيد » چون چنين ديد به « عُمَرسعد » پيام داد : « مگر نمىبينى از ناحيهء اين تعداد اندك چه بر سر نيروهاى من آمده است ؟ ! هر چه سريعتر پياده‌ها و تيراندازان را به كمك فرست . » « عمرسعد » به « شَبَث » پيشنهاد كرد ؛ ولى او بهانه آورد . ناچار « حُصَيْن بن تَميم » را با پانصد تيرانداز و سواران مخصوصى كه خود و اسبانشان زره بر تن داشتند ، وارد عمل كرد . ياران دلير و شهادتخواه امام ( ع ) به دفاع مقدّس خود ادامه دادند . اسبهاشان بر اثر تير اندازيهاى پياپى دشمن از كار افتاد ؛ دلير مردان ، پياده به جنگ پرداختند . « 2 » پايدارى حسينيان موجب شد كه « عمرسعد » جبههء ديگرى بگشايد . دو گروه از نيروهايش را مأمور كرد تا از دو جناح چپ و راست بر سپاه امام ( ع ) بتازند . اين تاكتيك نيز مؤثّر نگشت ؛ زيرا با مانع « خندق » و مقاومت نيروها مواجه شد . « 3 » « عمر » فرمان داد : به سوى خيمه هاآتش بيندازيد و آنها را بسوزانيد . آنان چنين كردند . « شِمْر » آن قدر به خيمه‌ها نزديك شد كه سرنيزه‌اش خيمه‌اى راسوراخ كرد و آتشى خواست تا آن را بسوزاند . « زُهَيْر » ، فرماندهء ميمنهء سپاه امام ( ع ) با نيروهاى تحت امرش بر او تاختند . « شِمر » با تحمّل يك كشته مجبور به عقب نشينى شد . « 4 » حمله‌ها يكى پس از ديگرى صورت مىگرفت و تنور جنگ آنچنان برافروخته بود كه به تعبير طبرى « شديدترين نبردى بود كه خدا آفريده است . » « 5 »

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 20 . ( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 436 - 437 . ( 3 ) - همان ، ص 438 - 439 . ( 4 ) - همان ، ص 438 - 439 . ( 5 ) - همان ، ص 438 - 439 .