على رفيعى

83

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

امام ( ع ) چون چنين ديد به يارانش فرمود : « اين تيرها ، پيكهاى دشمن به سوى شماست ؛ پس بپاخيزيد به سوى مرگى كه چاره‌اى از آن نيست . » « 1 » پس از تيراندازى ، جنگ رسماً آغاز گشت . « يَسارْ » غلام « زيادِ بن‌ِابيه » براى مبارزه به ميدان آمد و هماورد خواست . « عبداللَّه بْنِ عُمَيْر » ، سرباز رشيد اسلام ، به پاسخگويى وى بر آمد و بايك ضربت حريف خود را كشت . « سالِمْ » غلام « عبيداللَّه » به انتقامجويى پيش تاخت و ضربتى بر « عَبداللَّه » زد كه انگشتان دست چپش را قطع كرد . « عبدُاللَّه » با ضربتى متقابل ، او را نيز به قتل رسانيد . « 2 » تهاجم عمومى كشته شدن دو دلاور كوفى روحيّهء سربازان « يزيد » را متزلزل ساخت و كسى جرئت نكرد به ميدان آيد و مبارز طلبد . ناچار تاكتيك را تغيير داده ، دست به حملهء عمومى زدند . دو سپاه نابرابر در قلب يكديگر فرو رفتند ، يزيديان كه سواره نظامشان تحت فرماندهى « عَزْرَةِبنِ قَيْس » در پيشاپيش آنان قرار داشت ، حملهء سختى را آغاز كردند تا كار امام ( ع ) و يارانش را يكسره كنند ؛ امّا با مقاومت شديد جبههء حق مواجه شدند . عاشقان شهادت و دلباختگان مكتب حق كه جز نصرت دين خدا و شهادت در اين راه به چيزى نمىانديشيدند ، بدون پروا از فزونىتجهيزات و نفرات دشمن ، حملهءآنان را دفع كردند . يزيديان ناچار شدند جناح راست را نيز وارد عمل كنند . « عَمْروبنِ حجَّاج » فرماندهء ميمنه ، بر جناح راست سپاه امام ( ع ) حمله كرد . دلاور مردان سپاه حق ، زانو بر زمين نهاده با نيزه‌ها به دفاع پرداختند . دشمن ناچار عقب نشست . ياران امام ( ع ) هنگام عقب نشينى دشمن ، آنان را به تير بستند ، عدّه‌اى را كشته و جمعى را مجروح ساختند . « 3 »

--> ( 1 ) - ايُّهَاالنَّاسُ هذِهِ رُسُلُ الْقَوْمِ الَيْكُمْ ، فَقُومُوا الَى الْمَوْتِ الَّذى لابُدَّمِنْهُ « الفتوح ، ج 5 ، ص 183 . » ( 2 ) - اعلام الورى ، ص 239 . از بعضى ازمنابع استفاده مىشود كه « يَسار » و « سالم » با هم به ميدان آمده ، هماورد خواستند و « عبدالله بن عمير » يكتنه به جنگ هر دو رفت و آنان را كشت . « ر . ك . تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 429 . » ( 3 ) - اعلام الورى ، ص 240 - 241 .