على رفيعى

72

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

گفته شد - اولًا در دوران معاويه نيز بوده است در حالى كه امام پاسخ مثبت به آن نداده است . ثانياً صحّت چنين ادعايى مستلزم آن است كه در صورت انصراف كوفيان از دعوت خويش امام نيز از ادامه قيام دست بردارد در حالى كه حماسىترين سخنان حضرت مبنى بر ادامه نهضت ، بعد از انصراف كوفيان ، ايراد شده است . « 1 » نتيجه آن كه دعوت كوفيان را بايد علت مهاجرت امام از مكه به كوفه دانست نه علت قيام آن حضرت . و بين اين دو فرق زيادى است ؛ چنان كه سخنان حضرت در برابر سپاه - حُرّ و نيز در برابر سپاه عمر بن سعد در روز عاشورا و . . . بيانگر صحت نكته ياد شده است . شهيد مطهرى ( ره ) نيز در زمينهء نقش دعوت كوفيان در قيام حسينى مىفرمايد : . . . در ميان اين عامل‌ها - در پيدايش قيام عاشورا - اتفاقاً كوچك‌ترين آنها از نظر تأثير ، عامل دعوت مردم كوفه است و الا اگر عامل اساسى اين بود - آن وقتى كه به امام خبر رسيد كه زمينهء كوفه ديگر منتفى شد امام مىبايست دست از آن حرف‌هاى ديگرش برمىداشت و مىگفت : خيلى خوب حالا كه اينجور شده پس ما بيعت مىكنيم . . . . « 2 » اصلاح‌طلبى و احياى دين ( امر به معروف و نهى از منكر ) تحليل و بررسى عميق وقايع تاريخى در پنجاه سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) در جهان اسلام و نيز سخنان و سيرهء امام حسين ( ع ) در موضع‌گيرى نسبت به آنها به خصوص حوادث سالهاى 60 و 61 هجرى ، درستى اين نظريه را اثبات مىكند . توضيح آنكه سير تدريجى بازگشت به جاهليت - كه بعد از رحلت پيامبر ( ص ) از طريق تفكيك امامت و رهبرى آغاز شد ( ماجراى سقيفه ) - سرانجام با حاكميت يزيد به نقطهء اوج خود نزديك مىشد . گسترهء فساد و بحران در ابعاد گوناگون اعتقادى ، سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و . . . به حدّى بود كه عالىترين مقام رسمى كشور اسلامى ، به عنوان خليفه پيامبر ( ص ) و اميرالمؤمنين مرتكب اعمالى مىشد كه از هيچ مسلمانى انتظار

--> ( 1 ) . ر . ك . به حماسه حسينى ، ج 1 ، ص 2 ، ص 264 - 267 . ( 2 ) . حماسه حسينى ، ج 2 ، ص 265 .