عظيم عظيم پور
55
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
اين بيم را از آنها نداشته و به آنان اعتماد دارم ، در ميان مىگذارم . به خدايى كه او را به حق برانگيخت و به پيامبرىِ بندگانش برگزيد ، بجز سخن راست بر زبان نياورم . رسول خدا ( ص ) مرا از اين حادثهها باخبر ساخته است و هلاكت آن كس را كه هلاك شود و رهايى آن را كه نجات يابد به من گفته است و مرا از سرانجام و عاقبت اين امر ( خلافت رسول خدا ( ص ) آگاه ساخته است . و از آنچه سرانجام به سر من مىآيد ، مطلبى را فروگذار نكرده ، مگر اينكه آن را به دو گوشم رسانده باشد و برايم بازگو كرده باشد . ظرفيت علمى امام ( ع ) همانند شخصيت و ديگر فضايلش بىنهايت است و بر همين اساس آگاهى آن حضرت از حقايق امور و اطلاع نسبت به حوادث و وقايع آينده حد و مرزى ندارد . ولى از آنجا كه گنجايش علمى و ظرفيت وجودى انسانها محدود است ، امام ( ع ) نمىتواند شخصيت علمى و مقام عرفان و آگاهى خود را براى مردم بيان نمايد . و در اين باره امام على ( ع ) با صراحت تمام و صداقت كامل مىفرمايد : « لَوَ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ مِمَّا طُوِىَ عَنْكُمْ غَيْبُهُ ، إذاً لَخَرَجْتُمْ إلَى الصُّعُدَاتِ تَبْكُونَ عَلَى أَعْمَالِكُمْ وَ تَلْتَدِمُونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ لَتَرَكْتُمْ أَمْوَالَكُمْ لَا حارِسَ ( خارس ) لَهَا وَ لَا خَالِفَ عَلَيْهَا وَ لَهَمَّتْ كُلَّ امْرِىءٍ مِنْكُمْ نَفْسُهُ ، لَا يَلْتَفِتُ إِلَى غَيْرِهَا . . . أَمَا وَ اللَّهِ ، لَيُسَلَّطَنَّ عَلَيْكُمْ غُلَامُ ثَقِيفٍ الذَّيَّالُ الْمَيّالُ ، يَأْكُلُ خَضِرَتكُمْ وَ يُذِيبُ شَحْمَتَكُم ، إِيهٍ أَبا وَذَحَةَ ! » « 1 » ؛ . . . اگر آنچه را كه من ازغيب مىدانم و بر شما پنهان است ، بدانيد ، بيدرنگ سر به بيابانها مىگذاريد و بر كردههاى خود گريه مىكنيد و همانند زنانِ فرزند از دست داده بر سر و سينه خود مىزنيد و سرمايه و ثروت خود را بدون نگهبان رها كرده و كسى بر آن نمىگماريد و هريك از شما چنان گرفتار خويش گردد كه به غير خود هيچ توجهى ندارد . . . به خدا سوگند پسرى از نبى ثقيف بر شما حكومت خواهد كرد كه از فرط تكبّر و خودبينى جامهء خويش بر زمين مىكشد و هميشه از حقيقت روىگردان است . او سرسبزى شما ( ثروت و آبرو ) را مىخورد و چربيهاى شما را آب مىكند ( از شدت ستم و بيدادگرى او ، رنجور و لاغر مىشويد ) : پس بياور آنچه دارى اى ابا وذحَة . « 2 »
--> ( 1 ) . همان ، خطبه 116 . ( 2 ) . شايد بيانگر دنائت و پستى حجاج باشد . ( ر . ك : بحارالانوار ، ج 41 ، ص 332 .