عظيم عظيم پور
53
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
اللَّه عليهم » « 2 » و باب « انّ اللَّه عزّ و جلّ لم يعلّم نبيّه علما الّا امره ان يعلّمه امير المؤمنين و انه كان شريكه فى العلم . » « 3 » با توجه به اينكه در موضوع علم امامان معصوم ( ع ) ، هم علمادانشمندان به تفصيل سخن گفتهاند و هم روايات فراوانى وارد شده است كه بررسى كردن اين همه روايات و سخنان ، كار آسانى نيست و مجموعهها و كتابها را مىطلبد ، امّا بايد به يك واقعيت اعتراف نمود كه رسيدن به مقام شهود و درك كردن حقيقت علومى كه در وجود مبارك اين پيشوايان الهى نهفته است ، براى ما انسانها هرگز ميسّر نخواهد بود . حضرت على ( ع ) به اين واقعيت اشاره كرده و مىفرمايند : « يَنْحَدِرُ عَنّى السَّيْلُ وَلَا يَرْقَى إِلَىَّ الطَّيْرُ . . . » « 4 » ؛ علوم و معارف از سرچشمه فيض من مانند سيل سرازير مىشود و هيچ پرندهاى در فضاى علم و دانش به اوج رفعت من نمىرسد . علم على ( ع ) عين واقع بوده و هرگز از آن جدا نمىگردد كه خودشان فرمودهاند : « لَوْ كُشِف الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً » « 5 » ؛ اگر پرده كنار برود چيزى به يقينم افزوده نگردد . زيرا براى على ( ع ) حقيقت تازهاى وجود ندارد تا با رسيدن به آن ، علم يقينش افزون گردد . او از تمام علوم كه همه حقايق و واقعيتها باشند ، آگاهى دارد و هيچ چيز از او مستور و پوشيده نيست مگر آنچه را كه خداوند متعال بخواهد . چگونه است حال كسى كه در نزد او علم كتاب باشد و كتابى كه . . . تبياناً لِكلّ شىء » است ؟ كسى كه اندكى از علم كتاب در نزدش بود چه كرد ؟ تخت بلقيس را از سرزمينى دوردست با يك چشم بهم زدن نزد سليمان ( ع ) حاضر نمود « 6 » ، اللَّه اكبر ! چگونه قابل تصور است مقام كسى كه تمام علم كتاب در نزد او باشد : « وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ، قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنىِ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ » « 1 » ؛
--> ( 2 ) . همان منبع ، ص 260 . ( 3 ) . همان منبع ، ص 263 . ( 4 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 3 . ( 5 ) . ابنابىالحديد ، ج 7 ، ص 253 ؛ ج 10 ، ص 142 و نيز رك : مناقب خوارزمى ص 375 ؛ ينابيع المودة ج 1 ، ص 203 و ج 2 ص 413 و . . . ( 6 ) . ( قَالَ الَّذىِ عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا اتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُك ) نمل / 40 ( 1 ) . سوره رعد ( 13 ) / 43 .