عظيم عظيم پور

31

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

علم على ( ع ) در سخنان ديگران اگر بخواهيم به آيات ، روايات وسخنانى كه در مورد علم امام على ( ع ) وارد شده‌اند بپردازيم ، چنين مجموعه و كتابى گنجايش آن را نخواهد داشت ، فقط به ذكر نمونه‌هايى از زبان ديگران در اين زمينه اكتفا مىكنيم : - ابن ابىالحديد معتزلى كه از علماى بنام اهل سنت است و در شرح نهج‌البلاغه بيست جلد كتاب تأليف كرده است در مقدمهء اين شرح مىگويد : « از جملهء علوم ، علم فقه است كه امام على ( ع ) ، اصل و اساس آن بوده است و هر صاحب فقهى در اسلام از فقه او بهره برده و به او منتهى مىشود . اصحاب ابىحنيفه مانند ابىيوسف و محمّد و امثال آن دو فقه را از ابىحنيفه گرفته‌اند . شافعى از محمّد بن حسن گرفته است كه فقه او نيز به ابىحنيفه برمىگردد و همچنين احمد بن حنبل كه نزد شافعى تعليم ديده است ، علوم فقهىاش باز هم به ابىحنيفه برمىگردد و ابوحنيفه از جعفر بن محمد ( ع ) و جعفر از پدرش كه نهايت امر به خود على ( ع ) مىرسد ، آموخته است . و امّا مالك بن انس اين علم را از ربيعه و ربيعه از عكرمه و عكرمه از عبداللَّه بن عباس و عبداللَّه بن عباس از على ( ع ) گرفته است و اگر فقه شافعى را از مالك بدانيم باز هم نتيجه اين خواهد شد كه منبع اصلى فقه شافعى على ( ع ) است . در هر حال اين فقهاى چهارگانه كه صاحب مذاهب چهارگانه اهل سنت مىباشند ، آبشخور علوم فقهىشان به كوثر زلال علم امام على ( ع ) منتهى مىشود . و امّا منبع و مرجع فقه شيعه پر واضح و مسلّم است . و همچنين فقهاى صحابه كه عمر بن خطّاب و عبداللَّه بن عباس از آن جمله‌اند ، هر دو از على ( ع ) گرفته‌اند . اين قضيه در مورد ابن‌عباس جاى بحث و گفتگو ندارد و از مسلّمات است . امّا در مورد عمر بايد گفت كه مراجعه او به على ( ع ) در بسيارى از مسائلى كه براى او و ديگر صحابه مشكل بود و راه‌حلى برايش نمىيافت بر كسى پوشيده نيست و اين حقيقت را عمر بارها اعتراف كرده است .