عظيم عظيم پور
210
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
تو يارى سازد ، چنان تو را كيفر دهم كه نزد خدا عذر داشته باشم و چنان ضربتى با اين شمشيرم بر تو وارد آورم كه كسى را بدان نزدم مگر در آتش شد . به خدا قسم اگر حسن و حسين اين كار تو را مرتكب شده بودند ، هرگز از من روى خوش نديده و به آرزوى خود دست نمىيافتند ، تا آنكه حق را از آنان بستانم و باطلى را كه بدستشان پديد شده نابود گردانم . . . على ( ع ) در نامهاى توبيخآميز به بازخواست و حسابرسى يكى از كارگزارانش كه در اموال عمومى خيانت كرده بود ، پرداخته و مىفرمايد : « أمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِى عَنْكَ أَمْرٌ إنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّكَ وَ عَصَيْتَ إِمَامَكَ وَ أَخْزَيْتَ أَمَانَتَكَ . بَلَغَنِى أَنَّكَ جَرَّدْتَ اْلأَرْضَ فَأَخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَيْكَ وَ أَكَلْتَ مَا تَحْتَ يَدَيْكَ ، فَارْفَعْ إِلَىَّ حِسَابَكَ ، وَ اعْلَمْ أَنَّ حِسَابَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ حِسَابِ النَّاسِ . » « 1 » ؛ از تو به من خبرى رسيده است ؛ اگر چنان كرده باشى پروردگارت را به خشم آوردهاى و امام خويش را نافرمانى كردهاى و امانت خود را از دست دادهاى . به من خبر دادهاند كه تو كِشت زمين را برداشته و آنچه پايت بدان رسيده براى خود نگاه داشتهاى و آنچه در دستت بوده به مصرف رساندهاى . حساب خود را به من باز پس بده و بدان كه حساب خدا بزرگتر از حساب مردمان است . وقتى به امام ( ع ) خبر رسيد كه عثمان بن حنيف ، والى او در بصره ، دعوت جوانان آنجا را پذيرفته و در مجلس مهمانى كه براى خوشگذرانى برپا داشتهاند شركت كرده است ، سخت ناراحت شد و در نامهاى بسيار با عظمت ، او را براى چنين كار ناپسندى كه در شأن نمايندهء امام نبوده است ، نكوهش كرده و از فضايل و مراتب زهد و ساده زيستى خود سخنان بسيار شگفتى را بيان مىنمايد و پس از نصايح و رهنمودهاى لازم ، عثمان بن حنيف را به تقواى الهى و ساده زيستى در دنيا دعوت كرده و مىفرمايد : « . . . فَاتَّقِ اللَّهَ يَابْنَ حُنَيْفٍ وَلْتَكْفِكَ أَقْرَاصُكَ لِيَكُونَ مِنَ النَّارِ خَلَاصُكَ . » « 2 » ؛ اى پسر حنيف ! از خدا بترس و گِردههاى نانت تو را كفايت است كه به رهايى از آتش دوزخت عنايت است .
--> ( 1 ) . همان ، نامه 40 . ( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 45 .