عظيم عظيم پور
196
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
برخوردار نيست . بلكه در منطق على ( ع ) رهبر وظيفه دارد كه مانند ضعيفترين فرد جامعه زندگى خود را سپرى نمايد . حكومت ازنظر على ( ع ) وقتى امتياز به حساب مىآيد كه حاكم جامعه اسلامى ، وظيفهاش را به خوبى انجام دهد و هر مقدار بيشتر حيثيت معنوى كسب كند ، به همان مقدار بر درجه و منزلتش افزوده مىگردد . از نظر على ( ع ) كسى كه در رأس امور مردم قرار مىگيرد و حكومت اسلام را عهدهدار مىشود ، تكليف بسيار مهمى را تقبل كرده است و بيشترين مسئوليت و سنگينترين بار را بر دوش خود نهاده است . او در حالى كه بايد در اوج تقوا و خودسازى باشد و بيشترين فضايل اخلاقى را در زندگى دارا باشد ، در عين حال در اوج فعاليتهاى سياسى ، اجتماعى نيز باشد و از نظر على ( ع ) حاكم جامع اسلامى ، هرگز به بهانهء تقوا و زهد و عبادت و كسب معنويت از جامعه كنار نمىكشد ، بلكه با كمترين بهرهمندى از امكانات مادى ، بيشترين فعاليت را در جامعه اسلامى براى رسيدن به اهداف مقدس اسلام و هدايت مردم و اجراى حق و عدالتگسترى دارد ، و در ايجاد رفاه و امنيت ، رعايت حقوق مردم و رساندن آنها به سعادت دنيا و آخرت ، بىوقفه در حال تلاش و كوشش است . و در اين مسير نه درپى عنوان و شهرت است و نه به دنبال كسب قدرت . لزوم حكومت و وجود رهبرى خداوند متعال بشر را آفريده است و از اين آفرينش هدفى دارد و براى رسيدن به اين هدف يك راه درست را نمايانده است و قوانين و مقرراتى را وضع نموده و براى اجراى اين دستورات و قوانين ، انسانهاى وارسته و پيشوايان الهى را تعيين فرموده است . در بين انسانها ، هميشه كسانى يافت مىشوند كه مايلند براى خود حيثيت و قدرتى فردى كسب كنند و مىخواهند به مزيّتها و منافعى بيشتر برسند و از ضرورتهايى كه يك زندگى جمعى براى آنها معين نموده است ، رهايى داشته باشند و تن به زير بار قراردادها و نظام حاكم بر اجتماع ندهند . چنان كه تاريخ بشر نشان مىدهد ، اينگونه انسانها با چنين گرايشهايى ، هميشه در طول تاريخ بودهاند و امروزه هم هستند و در آينده نيز وجود خواهند داشت مگراينكه انسانها ساخته شوند و به فضايل اخلاقى برسند . وقتى