عظيم عظيم پور
117
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
« أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ كَالصّنْوِ مِنَ الصِّنْوِ وَ الذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ » ؛ « 1 » من و رسول خدا ( ص ) مانند دو شاخهايم از يك درخت و چون آرنج به بازو پيوستگى و اتصال داريم . اين اتصال و پيوستگى اتصال نبوّت و امامت است كه اكمال دين و اتمام نعمت را بدنبال دارد . اين پيوستگى ، پيوستگى كتاب و عترت است كه هرگز جدا شدنى نيستند . و اين پيوستگى چون سر به بدن است كه جدايى آنها عدم آنهاست . و اين پيوستگى به بلنداى زمان تا قيامت است و على ( ع ) روح امامت در كالبد نبوّت است . اين اتصال و پيوستگى در زمان حيات پر بركت پيامبر اكرم ( ص ) جلوههايى از پيوستگى شاگرد و معلم بود ، فرزند و پدر بود ، برادر و برادر بود ، امّا در بالاترين حالاتى كه تصور آن براى انسان كار آسانى نيست . و پس از رحلت جانگداز رسول اكرم ( ص ) ، اين اتصال در راستاى استمرار خط نبوّت و تداوم راه رسالت و زنده نگه داشتن دين محمّد ( ص ) ، در مقام امامت ، جلوهگر بوده است . اگر چه به ظاهر مدت چند سالى خواستند بين اين پيوستگى ناگسستنى ، جدايى ايجاد كنند . دكتر سيد محمدباقر حجتى در مقالهاى با عنوان « گذرى كوتاه بر پيشينهء وحدت » ، در ششمين كنفرانس بينالمللى وحدت اسلامى ، در شهريور 1372 ، بياناتى آوردهاست كه يادآورى قسمتى از آن در اين بحث ، مىتواند در خور اهميت باشد : « امير المؤمنين على ( ع ) كه به حق پس از پيامبر اسلام ( ص ) امام و راهبر مسلمين بود ، عملًا مقام پيشوايى و رهبرى امامت را بلافاصله پس از رحلت آن حضرت به عهده داشت ، و خلفاء قبل از او كه صرفاً قدرت اجرائى - نه رهبرى - را در اختيار داشتند همواره از رهنمودهاى اين بزرگوار بهره مىجستند ، و هر مسألهء معضل دينى و يا سياسى پيچيدهاى كه پديد مىآمد گشاينده آنها راهبريهاى فرزانه على ( ع ) بوده است ، و تاكنون از هيچ خليفهاى از خلفاء سهگانه - كهپيش از آن حضرت قدرت اجرايى را به عنوان « خليفه » در دست داشتند - در متون دينى و تاريخى با عنوان « امام » تعبير نشده است ، در حالى كه بسيار مىبينيم كه از
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 45 . ( در بعضى از نسخهها : « كالضوء من الضوء » است . )