رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

63

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

ساخت . زره رسول خدا صلى الله عليه و آله را به تن كرد . عمامه بر سر نهاده ذوالفقار را به كمر بست و بر استر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سوار شده پرچم را به محمد بن حنفيه داد ؛ و از بيست هزار تن سپاهيانش سان ديد . طلحه و زبير نيز سپاه سىهزار نفرىشان را آمادهء نبرد ساختند . « 1 » دستورهاى انسانى اميرمؤمنان عليه السلام با پيروى از سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، پيش از جنگ سربازانش را مورد خطاب قرار داد و دستورهاى لازم را صادر كرد و از جمله فرمود : پس از شكست دشمن ، مجروحان و اسيران را نكشيد . فراريان را تعقيب نكنيد ، از مثله كردن كشتگان بپرهيزيد ، پرده‌درى نكنيد و به اموال مردم جز آنچه را كه در ميدان نبرد به دست مىآوريد دست نزنيد . « 2 » تفرقه ميان دشمن پس از رويارويى دو سپاه و پيش از آغاز نبرد ، اميرمؤمنان عليه السلام توانست زبير را از صف جنگجويان خارج سازد . امام عليه السلام وى را مورد خطاب قرار داد و فرمود : اى زبير ! به ياد دارى روزى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حالى كه دست به گردن من آويخته بودى ، از تو پرسيد : آيا او را دوست دارى ؟ و تو گفتى : چگونه او را دوست نداشته باشم ، در حالى كه او پسردايى من است ؟ سپس فرمود : ولى تو در آيندهء نزديك با او مىجنگى ، در حالى كه نسبت به او ستمگر هستى . زبير با شنيدن سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفت : « انا للَّه وانا اليه راجعون » جريانى را به يادم آوردى كه پس از آن هرگز با تو جنگ

--> ( 1 ) - شرح ابن ابىالحديد ، ج 9 ، ص 111 . ( 2 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 262 ؛ الجمل ، ص 182 .