رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

64

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

نخواهم كرد و سپس از سپاه ناكثين كناره گرفت . اميرمؤمنان عليه السلام با طلحه نيز وارد گفت‌وگوى مستقيم شد و كوشيد تا از بروز جنگ جلوگيرى كند . حضرت به طلحه فرمود چه چيز باعث شد كه شورش كنى ؟ گفت : خونخواهى عثمان . فرمود : خدا لعنت كند هر يك از من و تو را كه به اين نسبت سزاوارتر باشيم . آيا من قاتل عثمانم يا تو ؟ مگر نشنيدى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء من فرمود : « خدايا دوست بدار هر كه على را دوست بدارد و دشمن باش با كسى كه با على دشمنى بورزد . » آيا تو از نخستين كسانى نبودى كه با من بيعت كردى ، سپس آن را شكستى ؟ طلحه گفت : استغفار مىكنم . سخنان امام عليه السلام دل طلحه را نرم نكرد ، اما ياران وى را نسبت به او بدبين ساخت . مروان حكم كه جزو سپاه ناكثين بود و طلحه را در قتل عثمان شريك مىدانست ، از ترس آن‌كه مبادا به سپاه اميرمؤمنان عليه السلام بپيوندد ، در گرماگرم نبرد او را به قتل رسانيد . « 1 » قطعى شدن جنگ تلاش‌هاى سياسى و موعظه‌هاى اميرمؤمنان عليه السلام در سپاه ناكثين اثر نكرد . شايد علتش اين بود كه آنها شمار خود را از شمار سپاه اميرمؤمنان بيش‌تر مىديدند و به پيروزى خود اميد داشتند . به اين ترتيب ، جنگ حتمى شد . اميرمؤمنان عليه السلام به پرچمدار سپاهش ، محمد بن حنفيه ، فرمان داد به قلب لشكر دشمن حمله كند . باران تيرهاى دشمن ، محمد را از حركت باز

--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 262 ؛ الجمل ، ص 363 .