رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

62

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

از قطع دست ديگرش وى را به شهادت رسانيدند . « 1 » 3 - اميرمؤمنان عليه السلام براى حل سياسى مشكل ، و به منظور اتمام حجت به دشمن ، يكى از چهره‌هاى مشهور و سرشناس ياران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يعنى عمار ياسر را نزد ناكثين فرستاد . عمار خطاب به سپاه دشمن گفت : اى مردم ! شما دربارهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به انصاف رفتار نكرديد ، زيرا زنان خود را در خانه‌هايتان محفوظ نگه داشته‌ايد و همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را از منزل بيرون آورده در برابر شمشيرها و نيزه‌ها قرار داده‌ايد . عمار با اين سخنان كوشيد شايد بتواند عايشه را متقاعد كند كه از جنگ دست بردارد . اما واكنش دشمن خصمانه و بىادبانه بود . آنان با كمال بىشرمى عمار را زير باران تيرها گرفتند و مجبور به بازگشت كردند . او به نزد اميرمؤمنان عليه السلام آمد و عرض كرد : چاره‌اى جز جنگ نيست . « 2 » وقوع جنگ حتمى شد و طرفين خود را براى نبرد آماده كردند . اميرمؤمنان عليه السلام باز هم خويشتندارى نشان داد و صبر كرد تا جنگ را دشمن آغاز كند . با آن‌كه بر اثر تيراندازى دشمن يك نفر از ياران امام عليه السلام به شهادت رسيد ، به اصحاب فرمود : صبر كنيد تا حجّت بر دشمن تمام شود . « 3 » سه روز به همين منوال گذشت و چند نفر از سپاه امام عليه السلام به شهادت رسيدند . اقدام‌هاى جسورانهء ناكثين جنگ را اجتناب‌ناپذير ساخت . اميرمؤمنان عليه السلام كه اوضاع را چنين ديد ، عزم خويش را بر نبرد استوار

--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 361 ؛ الجمل ، ص 181 . ( 2 ) - همان ، ص 362 . ( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 182 و شرح ابن ابىالحديد ، ج 9 ، ص 111 .