رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

58

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

به نفع آنها تلاش مىكند ) به خدا قسم اگر آن دو به هدف خود برسند - كه هرگز نخواهند رسيد - پس از نزاع سختى كه ميان آن دو به وجود مىآيد يكى گردن ديگرى را خواهد زد . و به خدا سوگند صاحب شتر سرخ راهى طى نمىكند و گرهى نمىگشايد ، مگر در راه معصيت و خشم خدا تا آن‌كه خود و همراهانش را به مهلكه وارد كند . به خدا سوگند ! سرانجام يك‌سوم آنان كشته مىشوند ، يك سوم آنان فرار كرده و يك سوم ديگر توبه مىكنند . عايشه همان زنى است كه سگ‌هاى « حوأب » بر او پارس كردند . طلحه و زبير نيز مىدانند كه به خطا مىروند و چه بسا عالمى كه جهلش او را مىكشد ، بدون اين‌كه از علمش نفعى ببرد . مرا با قريش چه كار ! به خدا سوگند در حال كفرشان آنان را كشتم . اكنون نيز كه فريب هواى نفس و شيطان را خورده‌اند ، آنان را مىكشم . « 1 » امام عليه السلام پس از انجام تبليغ‌هاى لازم ، و آماده ساختن سپاه ، سهل بن حنيف را در مدينه جانشين خود گردانيد و با سپاهى بيش از هفتصد نفر مدينه را به سوى عراق ترك گفت . توقف در ربذه از آنجا كه اين شمار جنگجو براى رويارويى با ناكثين كافى نبود ، حضرت على عليه السلام در محلى به نام « ربذه » توقف كرد ، تا نيروى كافى فراهم آيد . عثمان بن حنيف - فرماندار امير مؤمنان در بصره - ، پس از رهايى از دست

--> ( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 233 ؛ ارشاد ، ص 1317 .