سيد محمد حسينى شاهرودى

88

فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)

زهرا عليها السلام و حسن و حسين عليهما السلام به در خانهء مهاجر و انصار مىرفتند . فاطمه عليها السلام از آنان مىخواست على عليه السلام را در بازستانى حقش از غاصبان يارى دهند . اما كسى او را يارى نكرد . پس از سه روز توطئه‌گران اين وضعيت را به‌ضرر خود ديدند . به‌سراغ ابوبكر رفتند و او را از خانه خارج كردند . عمر با شمشيرى آخته پيشاپيش ابوبكر راه مىرفت و به اجبار ، دست مردم را به عنوان بيعت در دست ابوبكر مىگذارد . « 1 » گرچه كودتاگران توانستند با ايجاد جو اختناق از بيشتر مردم براى ابوبكر بيعت بگيرند امّا عده كمى از مهاجر و انصار همچنان از بيعت با ابابكر سرپيچى كردند و به على عليه السلام وفادار بودند . ولى آنچه براى غاصبان بيشتر اهميت داشت اين بود كه على عليه السلام حاضر به بيعت نشده بود و اين عمل براى قدرت حاكمه بس خطرآفرين بود . شب هنگام سران نفاق به مشورت پرداختند و تصميم گرفتند كه چون روز برآيد ، ابوبكر به مسجد برود و مردم را فراخواند . آنگاه على عليه السلام را به مسجد احضار كنند و از او بيعت بگيرند . و اين پيش‌بينى را نيز كردند كه اگر على عليه السلام از آمدن به مسجد امتناع ورزيد ، به‌وسيلهء « قُنفُذ » كه مردى خشن ، تندخو و در عين حال متهوّر و جسور بود ، او را به اجبار بياورند . روز بعد چنان كه پيش‌بينى كرده بودند ، حضرت على عليه السلام حاضر به آمدن به مسجد و بيعت با ابابكر نشد و فرمود : سوگند ياد كرده‌ام كه تا قرآن را گردآورى و تنظيم نكنم از خانه خارج نشوم و عبا بر دوش نيفكنم . « 2 »

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 28 ، ص 189 - 203 . ( 2 ) - تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 307 .