قدرت اللّه بهرامى / محمد رضا مومن
50
نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى)
چنانكه در اين حديث آمدهاست ، امام ( ع ) آشنا و صاحب نظر در حلال و حرام ( فقيه ) را حاكم بر مردم قرار داده است . 6 - يكى از رواياتى كه به نيابت فقيه از سوىامام ( ع ) در تصدىامور جامعه به آن استدلال مىشود ، توقيع شريف حضرت ولى عصر ( عج ) در پاسخ به نامهء محمدبنعثمان عمرىاست : وَامَّاالْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعوُا فيها الى رُواةِ حَديثِنا فَانَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ وَ انَا حُجَةٌ اللّهِ عَلَيْهِمْ « 1 » در حوادثى كه رخ مىدهد ، به راويان حديث ما رجوع كنيد ، پس آنان حجت ما بر شمايند و ما حجت خدا بر آنان هستيم . « راويان حديث » حجت امام بر مردمند و امر آنان مطاع است . آنان علماى عادلى هستند كه بتوانند با مراجعه به آيات و روايات ، حكم « حوادث واقعه » را بيان كنند . بنابراين « رواة حديث » روايت كنندگان حديث نيستند ، بلكه فقهاى اسلام شناس هستند . وجوب اطاعت مردم از ولى فقيه ولى فقيه داراى همان ولايت و اختيارات معصومين ( ع ) در ادارهء جامعه است و مردم بايد به اين ولايت گردن نهند . بر اساس حكم عقل نيز چنين اطاعتى براى ايجاد نظم عمومى و ادارهء امور جامعه و كسب رضاى خداوند لازم است و از آيهء مربوط به اطاعت ازاولى الامر نيز چنين نتيجهاى گرفته شد و عباراتى نظير « فَانّى قَدْ جَعَلْتُهُ حاكِماً » و « فَانَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ » در احاديث امامان ( ع ) بر همين مسأله دلالت دارد . امام حسن عسكرى ( ع ) نيز فرمود : « فَامّا مَنْ كانَ مِنْ الْفُقَهاءِ ، صائِناً لِنَفْسِهْ ، حافِظًا لِدينِهْ ، مُخالِفاً عَلَى هَواهُ ، مُطيعاً لِامْرِ مُوْلاهُ ، فَلِلْعَوامِ انْ يُقَلِّدوُهُ » « 2 » پس هر كدام از فقها كه خويشتندار ، حافظ دينش ، مخالف هواى نفسش و مطيع امر مولايش باشد ، بر مردم است كه از او اطاعت كنند .
--> ( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 101 . ( 2 ) - الاحتجاج ، طبرسى ، ج 2 ، ص 263 .