جعفر وفا
42
تولى و تبرى در قرآن (فارسى)
زيرا اين نوع ارتباط ، حجّت روشنى است بر گمراهى مؤمنان در دنيا و استحقاق عذاب در آخرت ؛ چرا كه خداوند هيچ قومى را عذاب نمىكند جز اينكه راه را به او بنمايد و دينش را بر او عرضه كند . كسى كه دين الهى بر او عرضه شده و دلايل فطرى و عقلى و حجّت ظاهرى و باطنى بر او تمام شده است ، با اين همه از حق رو گردانده و به جاى خدا و اولياى الهى ، كافران را به عنوان اولياء پذيرفته است ، آيا اين خود سند و دليل بر اين نيست كه چنين كسى سزاوار عذاب الهى است ؟ « 1 » آن كه از زير پرچم الهى خارج و تحت لواى باطل قرار مىگيرد ، در حقيقت سند ضلالت خود را امضا مىكند و چنين كسى قطعاً سزاوار عذاب است : « اتُريدونَ ان تَجعَلوا لِلَّهِ عَلَيكُم سُلطنًا مُبيناً » . « سلطان » به معناى حجّت ، برهان و دليل و « مبين » به معناى واضح و آشكار است . خداى متعال در اين آيه به برخى از پيامدهاى اخروى پذيرش ولايت كفّار اشاره كرده و بيان مىكند كه اين پيامد و عذاب الهى بدون دليل و سلطان نيست . شما مؤمنان با پذيرش ولايت كفّار و خوارى و ذلّت در برابر آنان ، شايستگى ثواب و قرب را از دست داديد و مستحق عذاب ، شديد و اين برهانى آشكار براى خداوند عليه شماست ، نه پاداش او بدون دليل است و نه عذابش . عذاب و خشم خداوند در آيهء ديگر با صراحت بيشترى آمده است : تَرى كَثيرًا مِنهُم يَتَوَلَّونَ الَّذينَ كَفَروا لَبِئسَ ما قَدَّمَت لَهُم انفُسُهُم ان سَخِطَ اللَّهُ عَلَيهِم وفِى العَذابِ هُم خلِدون . ( مائده : 80 ) بسيارى از آنان - اهل كتاب - را مىبينى كه با كافران دوستى مىورزند . چه كار زشتى را به پيش فرستادند ، خشم خدا بر آنهاست و در عذاب جاودانهاند . 3 . بازتاب اجتماعى و سياسى ومَن يُشاقِقِ الرَّسولَ مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الهُدى ويَتَّبِع غَيرَ سَبيلِ المُؤمِنينَ نُوَلّهِ ما تَوَلّى ونُصلِهِ جَهَنَّمَ وساءَت مَصيراً . ( نساء : 115 )
--> ( 1 ) . الكاشف ، ج 2 ، ص 472 .