جعفر وفا
40
تولى و تبرى در قرآن (فارسى)
بىتفاوت بماند ، مؤمن واقعى نيست . زيرا مجالست و مصاحبت در اين موارد ، ناشى از محبّت يا دست كم نشانهء محبّت است و اظهار محبّت به دشمنان خدا و اهل بيت ( ع ) چه به صورت زبانى و چه به صورت عملى ، شركت در عمل و هدف پليد آنها است و چنين كارى دور از شأن يك مسلمان است . حضرت على ( ع ) مىفرمايد : ايَّاكَ انْ تُحِبَّ اعْداءَ اللَّهِ اوْ تُصْفِىَ وُدَّكَ بِغَيْرِ اوْلِياءِ اللَّهِ فَانَّ مَنْ احَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ « 1 » بپرهيز از اينكه دوست بدارى دشمنان خدا را يا اينكه خالص كنى دوستى خود را براى غير دوستان خدا . پس هر كس قومى را دوست بدارد ، با آنان محشور خواهد شد . ملاك معاشرت چنان كه گفتيم ، آياتى از قرآن ، ما را به شدّت از پيوند با كافران باز مىدارد و از پذيرش ولاء محبّت آنها نهى مىكند و در برخى از آيات و روايات ، مؤمنان را به برخورد خوب ، توأم با رفق و مدارا با آنها فرا مىخواند . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه ، ميزان و ملاك معاشرت چيست ؟ در پاسخ بايد گفت : يك مسلمان به حكم قرآن و سنّت ، نبايد كافران و مشركان و فاسقان را محبوب خود قرار دهد و سلطه و حاكميّت آنان را بپذيرد و ياورشان باشد . چون حُبّ آنها مساوى با خشم خداوند است ، امّا اگر آنان با اسلام و مسلمانان سرستيز و دشمنى نداشته باشند ، بايد با آنان به نيكى برخورد كرد و از رابطهء حسنه و در عين حال محتاطانه با آنها دريغ نورزيد . پس ولاء و محبّت مسلمانان نسبت به كفّار و غير مؤمنان اگر به بهاى از دست دادن سيادت و دگرگونى در اخلاق و آداب و رسوم مسلمانان باشد هرگز مورد تأييد اسلام نيست . اختلاط حق و باطل محدوده و حدّ و مرز دشمنى و دوستى در اسلام بايد مشخّص و از هم شناخته شود . ولاء محبّت تنها عاملى است كه مىتواند مواضع حق اولياى خدا و محبّان خاندان رسالت را در درون مرزهاى ولايت استحكام بخشد . اگر اين محبّت در كافران و فاسقان نيز تعميم يابد و افراد كافر هم مورد حُبّ و علاقهء مؤمنان قرار گيرند ، كافر و فاسق از مؤمن و متقى بازشناخته نمىشود و حق و باطل از ميان مىرود و مرزهاى نور و ظلمات درهم مىآميزد .
--> ( 1 ) . غرر الحكم ، ج 2 ، ص 196 ، چاپ دانشگاه تهران .