جعفر وفا
70
ثروت از ديدگاه قرآن (فارسى)
پيوسته خطا و لغزشهاى عالمان دينى را بجويند و در ميان آنان ثروت زيادى پديد آيد و در آن فساد كنند . « 1 » نشانههاى طغيانگرى افراد زر محور و ثروت اندوز ، حالات و خصوصياتى پيدا مىكنند كه بيانگر آن است كه بر اثر مال زياد ، انديشه و عملشان حالت اعتدال را از دست داده و دچار سركشى شدهاند ؛ از جمله : الف - ناسپاسى : يعنى افزونطلبى و قانع نشدن به ثروت موجود ؛ همانگونه كه بنىاسرائيل به امكانات موجود بسنده نكردند و كفران نعمت نمودند و به حضرت موسى عليه السلام گفتند : « يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ . . . » « 2 » اى موسى ! ما هرگز به يك نوع غذا اكتفا نمىكنيم ، از خداى خود بخواه كه از آنچه زمين مىروياند ( از سبزيجات و . . . ) براى ما فراهم آورد . ب - اسراف : نعمتزدگى و تجملپرستى و اشرافيت ، نمودى از سركشى مالى است ؛ از اينرو ، ثروتمند طغيانگر ، بىمورد خرج مىكند و به مظاهر دنيا روى مىآورد . امام على عليه السلام به يكى از كارگزارانش كه خانهاى باشكوه ساخته بود ، فرمود : « اطْلَعْتِ الْوَرِقُ رُؤسَها انَّ الْبِناءَ يَصِفُ لَكَ الْغِنى » « 3 » پولها سركشيدهاند ، بىگمان اين بنا از فراوانى خواستهات حكايت مىكند . و نيز مىفرمايد : زنهار ! كه بخشش مال در راه باطل ، از نشانههاى اسراف و تبذير است كه بخشنده را در دنيا برترى مىدهد و در آخرت به سقوط مىكشاند ؛ در ديدگاه مردم ، كرامت مىبخشد و نزد خدا زبون مىسازد . نشد كه كسى ثروتش را به پاى نااهلان و در راه ناحق خرج كند ، جز آنكه
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 136 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 61 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، حكمت 355 .